متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
بچه بلوچستانم نوکرهٔ کردستانم از خاش تا سراوان تی ارزش فراموان منی براس
با خودت هیچ نگفتی دل ما را چه شود گاه سفر
خوش به حالت که نبودی و بدادند خبر
خـבا ڪنـב ڪـہ نگیرב، בلم بهانـہ یِ בلت را.
ڪـہ تاب گریـہ نـבارב، هوایِ خستـہ یِ چشمم.
اسلام دین مهربانی دین لبخند است
با مهربانی میشود پیغمبرم باشی
؏ـاشقم ڪرבی،ولے از تو نـבارم گلـہ ای.
ساבگے از בل בیوانـہ ے ما بوב، ڪـہ گرفـتارت شـב.
؏ـاشقت گشتم، ولـے این ڪار בل تنها نبوב.
ݼـشم و בل با هم عهــב بستن ڪـہ ویرانم کننـב.
آבمے را امیـב زنـבـہ نگـہ میـבارב.
اے تو امیـב اבامـہ ے حیات من،
صبحت بخیر...
مثل پاییز کمے بـــے تـــو..،
غم انگیزم و בلگیرم و بارانے و سرב.
گاهی دلم میخواهد
بیدار نشوم،
بگذارم دنیا
همیشه مرا
زیبای خفته ببیند…
در آغوش خواب،
همیشه خودم را
زیبای خفتهای میبینم
که به رؤیای تو پناه برده است.
گاهی پلکهایم را که میبندم،
جهان خاموش میشود
و فقط تویی که در خوابم
زنده میمانی…
چقدر دوست داشتنت رنگی بود برایم، از آن رنگ هایی که روح آدم را به پرواز در می آورد، اما اکنون سیاه و سفید شده است ...
تصویرت در یادم برفکی تر از همیشه است و دارم فراموش میکنم که چگونه به من نگاه میکردی اما یک چیز را فکر...
ز کـل ایــن جهــان خستــم،
بجـز آغـوش گــرم و مهــربان تــو...
جـــای خـــالیـــت،
تلخ تر از آن قهوه ی تلخ ایست
که هر صبح با یادت مینوشم.
تو نمی دانی اما
در قلب من
تمام راه ها به تو می رسد
حتی بیراهه ها...