متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
همه حرفا وقتی نگات میکنم تو چشات ترجمه میشن
همه بغضا وقتی صدات میکنم از گلوم فراری میشن
زمان همه چیز را تغییر میدهد
همه چیز به جز چیزهای واقعی...
در صدایت پرنده به بهار میرسید
مسافر به خانه
و غریب به وطن
بیزار شدم دیگه از عشق
از هر کی میگه عاشقه
ولی در گوشی بگم
دلم برات پر میکشه
دلم برات تنگ شده باز
بیا من و نجات بده
از این هجوم خاطرات
من یاد گرفتم که باید
دل بکنم از هر چی که هست
ولی در گوشی بگم
چطوری از تو بگذرم؟
من از دیار غربت می آیم
به چشمانت
چشمان تو
تنها نقطه آشنای این جهان است
چو تو با منے همیشه، غم בل بـہ کس نگویم.
کـہ تو خوב غمم بـבانے و خوבت غمم زבایی.
عشق؛ یعنی:
صد غزل
با یاد تو
خندان شدن
مهربانی را
به شور جان
میهمان شدن
بیکرانههای نگاهم
محو میشود در افق
وقتی که
میخوانی ماوراهای احساسم را
با مِهر
پیچیده است
عطر نفسهایت
در کوچهباغِ احساسم
پرپیچ و تاب
جــان בل،
خستم از این بــے تــو بوבن ها
بـــہ فـریــاבم بــرس.
قلبـــم چـہ ســـاבه.
افـتاבہ בر کنج چشمان متروکت
و בارہ خاڪ میخورہ بیمعرفـت.
فـقط یک لحظـہ از تو בور گشتن،
جهانم را کنـב غرق تمناے حضورت.
زمین و زمان را بـہ هم میـבوزم،
اگر تو سهم کسے باشے غیر از من.
جــان בل،
خستم از این بــے تــو نبوבن ها
بـــہ فــریــاבم بــرس.
لحظـے اے با فــڪر تو زیستن،
بیارزב ڪل בنــیـا را...
این جهان
تلخ تر
از قهوهی ترک
تو
به آواز دلت
شیرین کن