متن دوست داشتن
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دوست داشتن
💭
من خیلی وقت است عشق را پیدا کرده ام.
عشق جایی میان چمدان کهنه مادربزرگ به رنگ یک جفت گوشواره ی فیروزه ای آنهم با اولین پس انداز آقاجان پنهان شده بود .
عشق شکلاتی آب شده در جیب آن پیرمردی بود که قند داشت اما حاجیه خانم جان...
لم اراک ووقعت فی حبک
لا اعرف کیف اشعر حالما اراک
عندما اکون هذه الایام
اصاب بالجنون واموت.
زینب امیری
محبوب من
تو که میخندی
جهان پر آشوب آرام میگیرد
جنگ ها تمام میشوند
و سربازان خسته
به خانه هایشان برمیگردند
تو که میخندی
زمستان میرود
بساطش را جای دیگری پهن میکند
و من سرم گرم دوست داشتن تو میشود
❤کوثرمرادی فر
مرداد من گرمای دستاته
عشقم فقط عطرروموهاته
زیباترین نقاشی دنیا
نقاشی چشمای زیباته
انقد که جذابی نمیدونم
انگار خداهم محو سیماته
کوثرمرادی فر
چشم های تو آغاز غرق شدنم بود
عزیزحسینی
کلمه«دژاوو»
یعنی«آشنا پنداری» به احساسی گفته میشه که یه لحظه،یه صحنه یا یه آدمی رو میبینی و حس میکنی قبلا اونجا بودی و دیدیش!یه تئوری قشنگ هست که میگه وقتی یه نفرو میبینی و حس میکنی چند ساله میشناسیش یا تو یه مدت زمان کم به یه نفر از ته...
برگردان شعری از رها فلاحی به زبان هورامی
از همه ی عروسک هایم پرسیدم،
نه! هیچ کدام
دوست داشتن
--نمی دانستند!
جه گِرد وه ویلکه کا پرسام،
نه! حیچ کامشا
(وه شه ویسی)
نه زاناشا!
#پشت سرم آب نریز
چمدانم
پر از چه می دانم هاست.
نمی دانم
می داند دوستش دارم یا نه؟
(آرمان پرناک)
دور بودن از کسی که دوستش داری
قلبت را از دوست داشتنش بیشتر پر می کند
چون هر لحظه به فکرش هستی
اسفند،
بوی هفت سین خاطرت را می دهد
سیب سرخ لبانت ...
سکّه ی مطلّای نگاهت ...
سمنوی شیرین دهانت ...
سبزه ی پیراهنت ...
سماق عشقت ...
سنجد مانده بر دست هایت ...
دور آیینه بندان صورتت ...
آیه آیه مهر از حدیث نورانی قلبت، عزیزم!
که مرا به...
شده تا به حال از دوست داشتن کسی به گریه بیافتید؟
تصور کن در حالی که از خواب وحشتناکی پریده ای و در تخت این پهلو به آن پهلو میشوی تا خواب دوباره به سراغت بیاید، به این فکر میکنی که چقدر دوستش داری. چقدر بی اندازه و آرام دوستش...
شیرینی عجیبی دارد
کنارِ خانواده باشی
مادر و مادر بزرگ ، پدر و پدر بزرگ
نوه ها ، نتیجه ها ، نبیره ها
حس دلگرمی عجیبی
از دل این هسته بیرون می آید
حس دوست داشتن های مخملی
حس مزه های شیرینِ شکلات عید
حس گرمی دستهایی که زیر سایه...
ببین مهربون...
رنگِ دوست داشتنِ من...
رنگِ غش و ضعف هایِ هفده سالگی نیست...
یا تندیِ تبِ عشق هایِ هجده سالگی...
رنگِ دوست داشتنِ من...
کسلیِ عصرایِ چهل سالگیه...
که بی حوصله جلویِ تلویزیون می نشینی....
رنگِ دوست داشتنِ من همون چایِ قندپهلوییه که برات میریزم وچندخط شاملویی که برات...
طوری دوست داشته باشید
که هیچ کس مثل شما دوست نداشته باشد
طوری عشق بورزید
که هیچ کس مثل شما عشق نورزد
طوری مهربان باشید
که هیچ کس مثل شما مهربان نباشد
طوری به خود برسید
که هیچ کس مثل شما به خود نرسیده باشد
طوری خود را دوست داشته...