دخترم ..دنیای من به “تو” که میرسم مکث میکنم انگار در زیبایی ات چیزی را جا گذاشته ام… در صدایت آرامش را… در چشم های مشکی ات زندگی را… در صورت مثل ماهت،مهربانی را… در “تو” تمام من را به”تو” که میرسم مکث میکنم…
خانواده یعنی عشق، یعنی جریان زندگی
دختر کوچولوی زیبای من ، با تو شکوفه های زندگی به بهار می رسند و بی تو خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی.
دخترم تو فرشته نگهبان منى.. بهانه تحمل سختى هایم.. به خاطر تو مى جنگم و کار مى کنم. عجیب است اشکهایم که براى تو مى ریزند آرامم مى کن.. و در هر خنده شیرینت امید را حس مى کنم دختر کوچولوی نازنینم دنیا مکانى تکرارى است اما تکرار این روزها...
قهوه خوشمزه است، خوشمزگیاش به همان تلخ بودنش است ! وقتی میخوریم تلخیاش را تحویل نمیگیریم، اما میگوییم چسبید ! زندگی هم روزهای تلخش بد نیست، مثل قهوه میماند، تلخ است اما لذتبخش، تلخیهایش را تحویل نگیر و بخند ...
زمانی که جوان بودم ، فکر میکردم پول مهمترین چیز در زندگی است ؛ الان که پیر شدم مطمئنم همینطور است !
برف آمد که جای پای تو را بر زمین عمق بیشتر بدهد برف آمد که با زبان سپید جغد را از درخت پَر بدهد از همین قاب مستطیلی شکل دیده ام ایستگاه آخر را شیشهها را بخار میگیرد تا نبینم نگاه آخر را چیزی از آسمان نمیخواهم تو اگر لکه...
از خواب در میای و میوفتی تو خوابه بدتری به اسمه زندگی
من و تو می دانیم اشک و لبخند همه زندگی است ناله و آه و فغان زندگی است آمدن زندگی است بودن و ماندن و دیدن همه یک زندگی است رفتن و نیست شدن زندگی است این همه زندگی است من و تو می دانیم زندگی، زندگی است
من و تو می دانیم زندگی گرچه گهی زیبا نیست یا که تلخ است و دگر گیرا نیست رسم این قصه همین است و همه می دانیم که نه پایدار غم است و نه که شاد می مانیم زندگی شاد اگر هست و یا غمناک است نغمه و ترانه و...
من و تو می دانیم زندگی آغازی است که به پایان راهی است زندگی آمدن و بودن و جاری شدن است زندگی رفتن خاموش به یک تنهایی است من و تو می دانیم زندگی آمدن است زندگی بودن و جاری شدن است زندگی رفتن و از بودن خود دور شدن...
زندگی بوی خوش نسترن است بوی یاسی است که گل کرده به دیوار نگاه من و تو زندگی خاطره است زندگی دیروز است زندگی امروز است زندگی آن شعری است که عزیزی نوشته است برای من و تو زندگی تابلو عکسی است به دیوار اتاق زندگی خنده یک شاه پرک...
زندگی یک سفر است زندگی جاده و راهی است به آن سوی خیال زندگی تصویری است که به آئینه دل می بینی زندگی رویایی است که تو نادیده به آن می نگری زندگی یک نفس است که تو با میل به جانت بکشی زندگی منظره است، باران است زندگی برف...
زندگی آن رازی است که نهفته است به چشم گل سرخ
زندگی قطره اشکی است فروریخته بر گونه تو
زندگی بغض دل توست به هنگام سحر
زندگی خواب خوش کودک احساس من است
زندگی یک بازی است که تو هر لحظه به آن می خندی
زندگی یک رویا است که تو امروز به آن می نگری
زندگی لبخندی است که نشسته به لبان من و تو
من و تو می دانیم زندگی آوازی است که به جان ها جاری است زندگی نغمه سازی است که در دست نوازشگر ما است
من و تو می دانیم زندگی در گذر است همچو آواز قناری در باغ
زندگی اینگونه زیباست... بخند و ببخش و فراموش کن... هر چند میدانم آسان نیست!
زندگی، با زنده بودن فرق داره ها رفیق ..