شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
روزی تورا از بخت بد در آفتابی دیدم
یخ کرد آن دریاچه ی گرم آب چشمانم
بی اعتنا خرما ی موها را به هم بافتی
تار شد روزم وختمی گرفتم بردل زارم
گفتم ای جانای زیبا رو نداری رحم
با خنده بردی از خویش هشیارم
با شیطنت یلدای موها را...
مومن به عشقت می شوم، کافر به هر دینی دگر
دل دل نکن دلداده شو، پیغمبر اشعار من
ارس آرامی
ای دل
جنونست اینکه در سر داری ای دل
فسونست آنچه دیگر داری ای دل
نفهمیدم چه می خواهی ز جانم
به آن دینی که باور داری ای دل
گمان کردم که باری را ز دوشم
محبت کرده بر می داری ای دل
ندانستم تو هم در آستین ات
سری...
ای شروع خوبِ هر دفتر شما!
باز من دلداده و دلبر شما!
عشق شد یک وسعتِ بی حد و مرز
این طرف من، آن طرف دیگر شما!
با شما شعرم چه زیباتر شده!
کرده ای شعر مرا محشر شما!
گفته بودم! باز می گویم و باز
از تمامِ هرچه زیبا،...
مثل یک شعرم که خارج می شود از وزنِ خود
روزهایی دارم از ویران شدن هم، سخت تر!
گاه می خندم که حالم را نپرسی، راستش
نیست در دنیای ما، از من کسی بدبخت تر!
شاعر: سیامک عشقعلی
مشتاقِ با من بودنی! جوری که باید نیستم!
یک روز می آیی ولی، آن روز... شاید نیستم!
شاعر: سیامک عشقعلی
در شراب و شعر و شب، غرقِ شکفتن می شوی!
عشق می افتد به سجده، تا تو یک «زن» می شود!
شاعر: سیامک عشقعلی
بعد از این، هرجا که اسم از ما دوتا می آورند
بی تفاوت! سرد! دور از هم! جدا می آورند...
می سپارم دست هایت را به دستِ زندگی
کوچه ها کمتر، کسی را سمت ما می آورند!
با هزاران قصه این مردم دل از ما می برند
بی فایی را...
عاشقی کن! که هنر نیست به تن بالیدن
از هر آغوش به آغوش دگر غلتیدن
لب نهادن به لب هر کس و ناکس هرشب
روزها هم به هوسبازی خود خندیدن
امشب اندر بغل داغ یکی پیک زدن
شب آینده کنار دگری نوشیدن
بزم این هفته به همراه علی مست شدن...
معنی عشق اگر میطلبی جز این نیست
دل یکی هست و به یک نازدلی بخشیدن
جای بوسیدن لبهای هزاران شیرین
لب شیرین یکی را همه شب بوسیدن
ارس آرامی
آمد و ساز دلِ ما را نوازش کرد و آه
با نُتِ چشم خمارش بیقرارم کرد و رفت
آمد و از قصّه ها گفت و غزل های وصال
دور شمع خاطرش پروانه وارم کرد ورفت
خواست تا درس محبّت بر منِ مجنون دهد
در غم هجران عشق آموزگارم کرد ورفت...