متن عاشقانه کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه کوتاه
هر نفس تو، نقشهایست که من در آن گم میشوم،
و هر سکوتت، دریچهای به هیچ جا…
شاید من ابرم و تو آفتاب،
اما هر بار باران میبارد، تنها خاک من را خیس میکنی.
تو یک پرسش بیپاسخ در ذهن منی،
و من جوابم را میان موجهای خیال میجویم.
در خلأ نگاهت، من پژواک خویش را گم کردهام…
و تنها سکوت حرف میزند.
زندگی مثل کتابی ست که توی آن نیستی،
و من هر صفحهاش را با چشمهای خیس میخوانم…
تو نقطهای در نقشهی وجودم،
و من مسیری بیپایان…
که به هیچ جا نمیرسد.
دستهایم به تو نمیرسد،
اما قلبم همیشه دنبال توست…
من شبیه سایهام،
که دنبال تو میدود
اما هیچگاه به تو نمیرسد…
تا تو را دیدم از آن لحظه زمان هم یَخ زد
من خلافِ جهتِ عقربه ها خواهم رفت...
انسانی هستم که بخشش را یاد ندارم بلکه ببخش را در تاوان دادن میبینم
با هر نگاهِ عسلیچشمانِ نازت
شیرین شود، مثلِ عسل، کامِ درونم!
مستی می به کنار، چشم سیاهت به کنار.
مستی می بپرد، چشم سیاهت چه کنم.؟
من خط خطی میشوم هر روز:
در سکوتِ نگاهم؛
در چروکِ چشمهایم...
با نگاهِ مهربانت، مِهرزا میگردیو
بارشِ احساس را، بیانتها میآوری!
تمام نقطههای دل
قلمروی دلت شده
تو پادشاه دل شدی
به یک نگاه مهربان!
کاش وقتی به خانه برگشتم
کفشهای تو پشت در باشد...
خانه ی دل را تکاندم،
چیزی جز حسرت دیدار تو در آن نبود.
پیامِ «عاشقت هستم؛ عزیزم»
برایم حالتی، شورشنوا بود
نیست در عالم کسی در اختیارش زندگی.
زندگی را اجباری بایدش کرد، زندگی.
جاده بی انتهاست
و من
در آغاز
آغاز باتو بودن..
غرب و شرق و شمال و جنوب را بیخیال.
قبله ی من جایست که چشمان تو نمایان میشوند.