متن تک بیت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تک بیت
یخ نمود امواجِ جان، از شور و حالِ زندگی
آه... ای گرمای مِهرِ عاطفه! بر جان، بتاب!
قایقِ احساسِ دل، در گِل نشست از خستگی
موج، موج سینهام، از دستِ غم، گردیده آب
مهرَش به دل و حسرت او قسمت ما شد
در بند دلم ماند ولی عشق شما شد
میتوان گاهی در آتش گشت دنبال بهشت
من تو را با چشم قلبم انتخابت کردهام!
گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست؟
از شاخ گُل فِتاد و تپید و مُرد!
تا هستمو، صفای رویا هست
امّید را نمیدهم، از دست
در پی ی امنیتم. آه ای نجیب پر غرور
سر نهم بر شانه ی امن تو یا دامان تو؟
اگرچه می رَوَد از آسمان،ولی جلد است
دوباره بر می گردد کبوتر خورشید.
وَباز جشنِ شراب است و سوروساتِ غزل
شده ست لبریز از شعر، ساغرِ خورشید
سپیده می رسد و پرت می شود انگار-
-حواسِ پنجره ها ، در برابرِ خورشید
شکسته،کشتیِ بی بادبانِ دل،امّا-
-رسانده است خودش را به بندرِخورشید
شده ست غرقِ تماشا،نمی رَوَد یکدم-
-هوای دیدنِ آیینه،از سرِ خورشید
عبور می کند از کوچه،دخترِ خورشید
نهاده روی سرِخود،گُلِ سرِ خورشید
در دشتِ گیسوانِ پَریشانت ای غـــزل!
حس می کنم غزالِ دلم کرده است رَم
مانند اَبر، بُـــرده مرا باد با خودش
تا انتهای کوچه ی باران، قــدم قــدم
هنگامِ آبیاری شعـــر است و باز هم
گلدانِ پشتِ پنجره افتاده از قلـــم
اگر حاسد دو پایت را ببوسد
به باطن میزند خنجر دودستی
کانال تلگرام: bzahakimi@
بوسههای پُرتبت، گرما دمد
در تمامِ نای احساسِ نهان
کانال تلگرام: bzahakimi@
بس که در من میخروشد مِهرِ تو
حسّ نابی میتپد در بحرِ دل
bzahakimi@
بستری، از مِهر میخواهد دلم
تا فراموشش شود شبهای هِجر