شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
أنکه با عشقش تورا درجسم و جانش پرورید اومادراست
آنکه شب را تاسحر روز را به شب با تورسانید مادراست
اوتورا بیش از خودش خواهد ازینرو شک مکن
اینکه میگویند بهشت هم زیر پای مادراست
تقدیم به همه مادران خصوصا مادر خودم
شهره شهرم مکن بیش ازین خوارم مکن
گرنمی بینی مرا زشت و رسوایم مکن
گو چه میخواهی زمن ای همه امیدمن
پیش چشم عاشقان پست و بیمارم مکن
کی شوی غمخوارمن شمع شام تارمن
گرنمیخواهی مرا پس درشت بارم مکن
ای همیشه در دلم مهرت اندرمحفلم
باتو شادم درجهان پس...
ناله خیزد زدلم گاهی و آهی گاهی
چون زخاطر گذرد یاد نگاهی گاهی
شبنم اشکت
از گوشه گلبرگ شعرم چکید
و ناگهان
غزل
من چگونه قصه گویم قصه از نامردمیها
از عجایبها غریبی بی کسی
آزردگیها
من چگویم از جوانی کودکی یا که از پستی بلندی
از زمانهای گذشته از همه آشفتگی ها
از کدامین غصه گویم راز دل را با که گویم
پس چه شد نیکی وخوبی آن همه مردانگی ها؟
سررا...
مهرتو را به عالم و آدم نمیدهم
این مهرومحبت رازبه این و آن نمیدهم
عشق تو را شنیدم وگشتم جوان و شاد
این عشق را گران خریده ام ارزان نمیدهم
تورا من زشت و زیبا می پسندم
تورا در خواب ورؤیا می پسندم
تورا با خاطرات خوب و شیرین
تورا اینجا و آنجا می پسندم
تورا با آن همه دلدادگی ها
هر آنچه تو پسندی می پسندم