شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
مثل من آیا تو هم با ابرها باریده ای؟
شب درآغوشی خیالی تا سحرخوابیده ای؟
مثل من آیا زمستان های سرد و بی بهار
سوزِسرما در بغل،غم در گلو، لرزیده ای؟
مثلِ من آیا تو هم، ای آشنایِ نوبهار
شاخه ای از بوستانِ بغض وحسرت چیده ای؟
یا که لب...
بی نوازش های من ، موی سر تو لَخت نیست
در کنارت هیچ کس مانند من خوشبخت نیست
گفته ای یاد تو هستم هرکجا هستم ولی
من نباشی تا در آغوشم ،خیالم تخت نیست
جان طلب کردی که عشق من به تو ثابت شود
کار مشکلتر بخواه این کار اصلن...
در میان این غزل ها مانده ام او رفته است
یک وجب زیر گلویم سمت چپ تو رفته است
من علا رغم تمام درد ها ماندم چو شیر
او ولی مانند آدمهای ترسو رفته است
وقت غارت کردنم با های و هو آمد ولی
وقت رفتن مثل دزدان بی هیاهو...
آب بودند و خاک
سازشان ناکوک اما؛
گِل شدند.
ای بهترین نگارگرِ زندگانی ام
من بی تو هم کبودم و هم ، ارغوانیم
در لابه لایِ هجمه یِ اندوه ، گم شدم
از شب بگیر و عمقِ سکوتش، نشانی ام
بهزادغدیری شاعر کاشانی
دلتنگ بودم...
و چون برف بی صدا میباریدم
زود خنده های تو را در قالب سپید قاب کردم
در دیوار نرم قلب...
مینگارمت که چشم منی
زنده ام به تو ، چون جان منی
نقش تو در من بسیار است
چون نقش برف در بهار
چای در تابستان
شکوفه در...
نقل محفل
بازوانت را به دور گردنم بسپار عشق
ای پگاه آرزوها... گوهر اسرار عشق
شعله در جانم چه میریزی که کوه آتشم
می گدازم با شرار خویشتن هربار عشق
نامی از ما می بری و حکم صادر می کنی
ما که حلق آویز هستیم از طناب دار عشق
بر...
هورا نکشید
بعد تو پنجره تصویر تماشا نکشید
صبح باران زده ساحل دریا نکشید
عکسی از اختر شب های تبآلود کویر
شانه ای را به سر پوپک صحرا نکشید
در و دیوار همه شاهد و ناظر هستند
قاب دلتنگ مرا آینه حتی نکشید
ای بنازم به سر کوچه شبگردی ها...
سکوتم از رضایت نیست
تو آخر حاصل عمر مرا بر باد خواهی داد
مرام بی وفائی را به عالم یاد خواهی داد
سر شبپرسه های گاه و بیگاه تو فهمیدم
نشان آشیانم را به هر صیاد خواهی داد
من آزادم ولی چشم هوسناک تو می گوید
دلم را ذره ذره...
حس میکنم
ای عشق باور میکنم آوازه ات را
نقش و نگار و جلوه شیرازه ات را
با هر نفس در بامداد آرزو ها
حس میکنم در سینه عطر تازه ات را
مثل پر شالی که در دستان بادی
با هر نسیمی خلسه خمیازه ات را
گم می کنم اما...
حاشا کردنی نیست
گم کرده ای چیزیکه پیدا کردنی نیست
حرف دلی داری که معنا کردنی نیست
در صفحه اسرار گاهی می شود که
هر مطلبی پائین و بالا کردنی نیست
صد آسمان باران روایت می کند که
هر برکه خشکیده دریا کردنی نیست
ای بخت خواب آلوده تدبیر چه...
و زن مادرم بود که آزادیش را برای زندگی ما داد
میگفتی سیگار نکش !
میکشیدم اما دوست داشتم...
میگفتی شبا زود بخواب !
دیر میخوابیدم اما دوست داشتم...
میگفتی تنهایی جایی نرو !
میرفتم اما دوست داشتم ...
میگفتی حرف گوش کن باش !
نبودم اما دوست داشتم...
الان سیگار نمیکشم ،
شبا زود میخوابم ،
تنهایی جایی نمیرم ،...
ماه بانو
شهردل ،داره به بانوی خودش می نازه
شاعری مصرع به مصرع قافیه می بازه
ماه بانو شعر از چشم شما چشمه گرفت
ارتش موی شما به دل ما می تازه
مثل یه قطره دلم غرق تو دریای شماست
موج دریا در حقیقت تاب موهای شماست
خواب دیدم سیب...
تو باشی چون گلم خندان
همیشه هر کجا شادان
تویی ای بی نشان ، یاری
که هستم با تو هم پیمان
بادصبا
بیا
که این همه دوری
نمی ارزد به دلخونی
بادصبا
ندیدم همچو چشمانت شرابی
دلم را برده ای عطر گلابی
تویی دلخواه و رعنا ، دلبر من
که سرشار از غرور و عشق نابی
-بادصبا
باران روز بی کسی! یعنی: سیامک
یک عمر با دلواپسی... یعنی: سیامک
هر آه سرد و دم به دم! یعنی: سیامک
اردیبهشت زرد غم! یعنی: سیامک
آواره ی اندوه ها! یعنی: سیامک
تنها رفیق کوه ها! یعنی: سیامک
شب گریه های بی صدا! یعنی: سیامک
افتادن بی دست و پا!...
مردم پی آنند برت قصه ببافند
از قوزک پا تا بسرت قصه ببافند
این تیره پرستان همه اماده آنند
از روشنی هر سحرت قصه ببافند
آنها سر غم خوردن تو شاد که بعدش
از اینکه درامد پدرت قصه ببافند
شب بر درِ قلب تو بکوبند که صبحش
از حلقه زیبای...
دارم گله ای از تو که دنیای منی
دل دل نکن ای یار تو زیبای منی
من منتظرم با همه ی خاطره ها
پاییز شده بیا که رویای منی
بادصبا