متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
گیلاس لب هایت را از کدام باغ می توان چید؟
و لیموی سینه هایت را!
اصلا بگو
زیبایی تو در تشبیه به کدام گل
می تواند وجه شبه باشد؟
انگار هیچ شاعری نمی داند
که زیبایی را تو آفریده ایی!
هرجا که خنده بر لب ها غنچه بست
هرجا که...
دوباره به کافه ای رفتیم،
نشستی و گفتی:
- من قهوه می خواهم، تو چه؟
گفتم: می شود من، تو را بخواهم!
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
برایت باد را، از وزش باز می دارم و
برایت خورشید را، پایین می آورم و
دریای را در حیاط می گذارم و
ماه را داخل پنجره زندانی می کنم،
این ها حرف های قلبمه سلمبه ی شاعرهاست!
تو بمان،
من برایت می میرم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
آهان، آهنگی بسیار زیبا هست،
پسری با صدای ظریف و زیبا
از ته دل و سوز جان می خواند:
چونکه تو زیبایی، خدا کند هرگز نمیری!
...
هر روز، با این صدای گوش خراشم
زیر لب این یک بیت را برایت زمزمه می کنم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
من، تو را...
میدانی شاید عاشقانه اش این گونه باشد که بگویم؛
من تو را در قلبم،
در ذهنم،...
نگاه داشته ام،
به خاطر می آورم؛
اما؛
من تو را در جزء جزء اَم بایگانی کرده اَم.
در تک تکِ یاخته هایم،
در گلبول هایم،
حتی در گلبول هایِ سپیدم...
تا که من هستم بگو دیوانه می خواهی چکار؟
تا در این دل جای داری خانه می خواهی چکار؟
ما به عشقت زندگانی داده ایم عمرِ درازی
از تَنِ بی جان دگر بیعانه می خواهی چکار؟
هم نفس با نارفیقان، هم قدم با دشمنان
ای که آزارم رساندی شانه می...
و من؛
اگر شاعر بودم،
بند بندِ وجودت را؛
به قافیه و ردیف می کشیدم
آخ که؛
اگر شاعر بودم من ...
ای بهترین نگارگرِ زندگانی ام
من بی تو هم کبودم و هم ، ارغوانیم
در لابه لایِ هجمه یِ اندوه ، گم شدم
از شب بگیر و عمقِ سکوتش، نشانی ام
بهزادغدیری شاعر کاشانی
دلی که چشمِ امیدی به این زمانه ندارد
برای اشکِ شبانه ، سری به شانه ندارد
پرنده ای که قفس را نفس کشیده دمادم
برای پر زدن ، امّید و پشتوانه ندارد
بهزادغدیری شاعرکاشانی
دلتنگ بودم...
و چون برف بی صدا میباریدم
زود خنده های تو را در قالب سپید قاب کردم
در دیوار نرم قلب...
مینگارمت که چشم منی
زنده ام به تو ، چون جان منی
نقش تو در من بسیار است
چون نقش برف در بهار
چای در تابستان
شکوفه در...
و زن مادرم بود که آزادیش را برای زندگی ما داد
نامه عاشقانه عزیز به زیبایی یک شهر ♡
■فرشته جانم ،ماه من
انار سرخ و خوش رنگ من ، پرتقال زرد و خوش طعمم
عطرت از شهر بیرون نمیرود
و امروز تنها چند کلمه در راستای تو نوشته ام :دلم تنگ توست
پرتقال من بعد تو دیگر عاشق نشدم
کوچه...
زنده باد
لحظه ای که بی هیچ سخنی
دیدگانم در نگاهت گره خورد
این آغاز جنگی نابرابر بود
من یک نفر و تو با لشگری
انبوه از موهایت تلاطم به پا کردی
در آخر بازهم بازنده ی جنگ با تو ، منم
کوثرنجفی چشمه
@cheshme nevis
و چشمانت شهر آشوب شعرهایم
که سکرش در هیچ شرابی که هفت زمستان را دیده نمی گنجد.
و اما دستانم را که می گیری
می پرم از خواب بی حوصلگی..
قفل دستهایت جهان یک نفره را
کلید هشت میلیاردی می زند.
و امان از گرمای آغوشت؛ هرم مرداد است بر...
میگفتی سیگار نکش !
میکشیدم اما دوست داشتم...
میگفتی شبا زود بخواب !
دیر میخوابیدم اما دوست داشتم...
میگفتی تنهایی جایی نرو !
میرفتم اما دوست داشتم ...
میگفتی حرف گوش کن باش !
نبودم اما دوست داشتم...
الان سیگار نمیکشم ،
شبا زود میخوابم ،
تنهایی جایی نمیرم ،...
عطر و بوی تو را
در کوچه احساس می کنم
پنجره را باز می کنم
از خدایم
تو را تمنا می کنم
شاید این احساسم
تا ابد باشد