متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
حضرت عشق
انقدر عاشقت می مونم که خدا خسته بشه و مقدمات وصال مون رو بچینه
تا آخرین ایستگاه دنیا مسافر عشقت می مونم
تا آخرین نفس هایم برایت از عشق می خونم
عشق زیبای من...
نشسته ام بازم با خدایِ درخت ها
با احساس برگ رهایِ درخت ها
منم آن صاحب تشویش و تکلف
تا رسیدن به سبزی فضایِ درخت ها
دلم پر میکشد تا روز بارش باران
تا پرنده بخواند با صدایِ درخت ها
منم جان در تنِ خاکی ی آن آدمی
دمیده شد...
به هر طرف بروی در دلم نمایانی
شبیه ماهی قرمز درون شیشه تنگ
از بس که دلم وای دلم در غمت افسرد
چون دشت تَرَک خورده ی بد حال کویرم
سید عرفان جوکار جمالی
ای نغمه ی عاشقانه ی دل!
خوش ضرب ترین ترانه ی دل!
«احساس» گرفته شوق تو باز؛
برگرد؛ بیا؛ بهانه ی دل!
زهرا حکیمی بافقی،
کتاب دل گویه های بانوی احساس.
ای یاس در هم تنیده ؛
ظرافت لبخندی در عبور!
به دیدنم بیا!
صدا بزن مرا
که در ادامه ات نشسته
هزار ناگهان تازه
مریم گمار
می بینی ؟
این نشانه ها؛
از سمت تو،
عبارتیست از نو
که خواب ِواژ ه های گداخته را بهم می زند
مریم گمار
گفت:بی دینی،دلم را کافری بی ریشه خواند
دل شکست ،اما نگفتم دین و ایمانم تویی
سید عرفان جوکار جمالی
در میان دشمنان، او را نشانش کرده ام
عیب من گیرید که خود میهمانش کرده ام
بعد از آن رفتن، کسی از درد من آگاه نیست
و چه شبها در خیال خود عیانش کرده ام
بی خبر از عشقم و بی رغبتم در دیدنش
آن طرف من همچنان، وردِ زبانش...
هم درد منی و هم دوایم هستی
هم غیر، هم این که آشنایم هستی
یک لحظه مرا رها نکردی ای عشق
چون سایه همیشه پا به پایم هستی
سید عرفان جوکار جمالی
بگذار باشد چشم گلدان ها گرفتارت!
پروانه ی پسکوچه ی خورشید بیمارت
یک عمر روی پای خود بودی، درخت من!
هرگز نیفتاده به روی شانه ای بارت
هرچند که اهل فراموشیست آیینه
امّا در او جا مانده ردّ پای رخسارت
با من بگو درد دل خود را ! خیالت تخت...
مردم نمی دانند دردم چیست انگار
از عشق او هرروز بیمارم بفهمید!
دیوانه ام! دلبسته ام! بدجور گیرم...
آقای قاضی دوستش دارم! بفهمید!
◾شاعر: سیامک عشقعلی
دور از تو ز چشم، اشک خونین برخاست
تاب و تبم از هجر رخت، دائم کاست
با غیر تو را دیده ام و لال شدم
این عشق بهم ریخت حسابم، یکراست
سید عرفان جوکار جمالی
آوای نی و نگاری و دیگر هیچ
عرفان به سر طره دلدار مپیچ
فرصت ندهد زمانه عاشق را، حیف
در راه پر از دردسر و پیچاپیچ
سید عرفان جوکار جمالی
غم عاشقان سرکش چه غمی دراز باشد
دلِ عاشقان بی دل، دلِ پر گداز باشد
شب عاشقان تنها، شب هجر و درد یارست
دهلی بزن تو مطرب، که دلم به ساز باشد
رخ آن نگار زیبا چه شبی به ماه دیدم
سحری نگاه کردم مهِ خود فراز باشد
همه عمر،...
از خیالِ دیدنِ چشمانِ پاکِ نابِ تو
می کشد هرشب زبانه ، خواب من بر خواب تو
-- -- -- -- -- -- --
یاد آن دفتر شعری که دگر باز نکردم..
هیچ حلقه ای ب زیبایی حلقه ای نیست
ک
دستانت دور کمرم حلقه میکند …
جااااناان
المیراپناهی-درین کبود
نویسنده-روانشناس