متن چای
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات چای
صندلی جیر جیر کنان ایوان وتماشای پاییز وچای یَخ کرده در بادو رُمان کاهی اَبله داستایوفسکی مرا به فکر فرو برد که من تو را در کدامین حراجی باختم،که در صندوقچه هیچ خاطراتی پیدا نمی کنم
شمعی به نشانه دوست داشتن ها نمانده و کلبه مَتروکه عشق دیگر اجاره نمی...
چای و باران
لب دریا
زیر آسمان زیبا
با وزش های فراوان
و صدای گرم جانان
بکشد ناز تو را چون
گل زیبای بهاری
و صدای گرم خورشید
در سحرگاه طلایی
همچو دریای دل آرام
و نوازش فراوان
بگذرد از دل من تا
بکنم نگاهی زیبا
به تنین آسمانی
و...
دلم هوای چای دست های تو را کرد
یک استکان پر رنگ
چای دست های تو
خوب می داند
آدم چه مرگش می شود زیبا !
امان از روزی که از الوان روزگارسیاه قسمت کسی شود.
سیاهی روزگار غم برمی آورد و غم هم که خانه خراب،مأمنی ندارد جز قلب.می زند بر قلب و در خفایای سرخش آنقدر مویه سر می دهد که قلب طاقت نیاورد و اشک غم را سوار بر دوش دم،روانه ی کل...