متن کلبه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کلبه
من سکوت میکنم تا سکوت،
خود سخن گوید..
چشم هایم را میبیندم تا
خودشان به سراغم بیایند.
ستارگان را میگویم!
هرچه نورِ سوزندهی آفتاب
به سوی خفتن میرود، اندک اندک
نجوای ستارگان را میشنوم؛
میشنوم که که تک تکشان بر
من درود میفرستند.
من هم برای استقبالی گرم، به
نجوایِ...
کلبه حسرت و غم رنگ خزان داشت بسی
ردی از مرگ بر این کلبه ای پاشانده هنوز ....
دارکوب.../
باز و بسته می شود /
درِ کلبه/
دلم کلبه ای می خواهد
با پرده هایی به رنگ عشق
و چشم هایی در انتظار خواب
قصه هایم گهواره ی
چشم هایت می شدند
آنگاه خواب عمیق عشق را
به پلک های زیبایت
هدیه می کردم
مجید رفیع زاد
بوی نم باران باشد وکُلبه کاهی و پنجره چوبی باز قدیمی برای یک دل سیر دیدن
بوی شالیزار ها و تماشای دختر گندمگون همسایه با دامن چین چین پر از شکوفه یاس و شالی به رنگ کهربا و سینه ریز عقیق
او هنوز هم زیبا راه میرود و اسب ابلغش...
کلبه ای دارم
خیس از خاطراتت!
...
سال هاست
که از سقفش
یادِتو
می چکد!
سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
یک کلبه
یک قهوه
یک قلب
روی پیرهنم
می گیرند سراغت را