متن باران
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات باران
با من اشک بریز که من از هر پاییزی بارانی ترم ...
که تو خزانی...
و من اولین برگ رقصان...
من از پاییز تنها تو را فهمیدم ...
تو از باران بگو ...
من قطره می شوم ...
در نگاهت غرق ...
تو از برگ بگو ...
می ریزم من...
شب یلدا شب چله شب اول زمستون
شب شعر وشب حافظ صدای نم نم بارون
شب شیرین شب فرهاد
شب همدلی شبی شاد
شب دل زکینه خالی
شب آسمون آبی
شب از گذشته ها یاد
شب شور شب فریاد
شب یاد و یاد یاران
شب سرما شب باران
شب بوییدن...
پشت بام خانه پشت پنجره؛ باران مهمان شده است... .
بر آسمان چشمانم، مهر حیران شده در سردی
سکوت واژه های تو!
من تو را برای مداوا به شهر عشق می برم .
و کسی در انتظار
باران خشکید...
گنجشک هستم ، بر درخت تو غزل خوانم
بر سفرهٔ قلب تو من ، امروز مهمانم
از هیچ شعری بی تفاوت رد نشد چشمم
من تشنه هستم در پی اعجاز بارانم
هر روز من پاییز می بینم در این دنیا
من سالها در انتظار یک بهارانم
روزی مرا با سنگ...
اینجا دگر پائیز، رنگِ زردِ خود نیست
اینجا کسی دیگر به فکر دردِ خود نیست.
اینجا بهارش رنگ دیگر دارد انگار
همراه باران هم هوای سردِ خود نیست.
اینجا دگر آتش در اوج فصل سرما
پاسوزِ آن بیخانه ی شبگردِ خود نیست.
آخر چه کردی ای وفا با زندگی ها...
باد و باران هر دو می کوبند بر صورت!!!