شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
آیینه رویا
آه از دلت، آه...
(حافظ)
دیده أم لختهٔ خون است و دلم تَنگِ سحر
گشته أم کلِّ جهان را پِیِ آهنگِ سحر
بابتِ معرفت و ذات و حیایش باید
تا دَمِ مرگ به سینه بزنم سنگِ سحر
دل ودینم به خدا گشته منور زِ رُخش
کُنجِ ویرانه شدم مرغِ شباهنگِ سحر
زندگانیِ نباتات همه درطلب...
بازهم...
باز هم صبح و ترافیک و من و سختی ها
باز هم دور تسلسل سر بدبختی ها
باز هم وسوسه ی شعر و صف لیوان ها
باز هم شامِ شب و همهمه ی مهمان ها
باز انگار زری رفته کسی را دیده
بازم انگار هوویَش دوقلو زاییده
باز بحث...
تو رفته ای و شادی من دور می شود
انگار چشم زندگی ام کور می شود!
دیگر دلت هوای مرا هم نمی کند
این عشق نیز،وصله ی ناجور می شود
هرگز جدایی از تو نشد باورم ولی
این است حق هرکه که مغرور می شود!
باید که صبر پیشه کنم...
گاهی دلم برای خودم تَنگ می شود
آنجا که پای رفتن من لَنگ می شود
در راه عاشقیت از خود گذشته ام
هر روز که بین عقل و دلم جَنگ می شود
تنت سرشار از عطر گل یاس
نگاهت غرق عشق و شور و احساس
نسیم عطر مویت گاه دیدن
دلم را میبرم تا اوج احساس
یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم
خود را که به آن راه زدی باز گرفتم
انگشت تعجب زده ات را که گزیدی
لب های خجالت زده را گاز گرفتم
از باغ لبت مست شدم مثل قناری
حتی سر تو مدرک آواز گرفتم
دارم زده موهای تو با...
دل اگر عاشق نباشد ساز می خواهد چه کار؟
بی تو این اشعار من آغاز می خواهد چه کار؟
با بنان خود چه زیبا می نوازی تو، ولی
شور شیرینم دگر شهناز می خواهد چه کار؟
در نگاهت با نگاهم حرف ها داری ولی
مرد عاشق در نگاهش راز می...
فکر میکردم که تنها اوست آرامش برایِ جانِ من
راست میگویند باشد خوش صدای هر دُهُل از دور دست
ما متهم به اتهام عاشق شدن شدیم
حبسی که میکشیم کمی عادلانه نیست
این زندگی که به تقدیر ما رقم زده
تیری ست رهگذر که قصدش کمانه نیست
از عالم و آدم که دعوی عشق میکنند
دیدم که یک به صد از آن عادلانه نیست
با پای خسته و لنگان...
مرا از خود رهاندۍ بی درنگی
مرا با غم نهادی رزم و جنگی
دلم نامد جدل دارم غمت را
ولی زد بر دلم او ضرب و چنگی
مرا بغل بگیر و باز به نام خود خطاب کن
تمام هستی مرا به عشق خود مجاب کن
ببوسم و به بوسه ای طپش به قلب من فکن
مرا که سر خوشم ز تو به بوسه ای خراب کن
به خلوتی نشسته ام کنار عکس های تو
مرا کنار بودنت...
آسوده بخواهی به تو رب کار دهد /
تکریم دهد آدم و عالم به ابد /
بر خلق نزن پیله و نقصان و گنه /
در قلب نکن کینه و دشنام و حسد /
👤مهدی فصیحی رامندی
ربودی دل به یک لبخند زیبا از منِ بیچاره ی تنها
ولی افسوس طی شد روزگار عاشقی و دلفریبی ها