متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
هر ڪجای این شهـــر باران میبارב..،
شـڪ نـבارم خاطرات تـو جاریست בر آنجا.
در انتظارِ آن همدمِ سیاه
تا از عشق
خیالی ببافَم
به زیباییِ تاریکیِ شب
ای בلیل اشـڪ شوق چشم مــن בیـבار تـــو.
مدتی هست ڪه چشمم هوس باران ڪرבه است بیا.
آنـڪس ڪه مست خیال تو شوב را.
چه نیازی به می و ساغر و مستی.
شب طولانیترین راه نیست.
گاهی سه قدم تا صبح فاصله است
گاهی تنها راه ماندن، رها کردن است
ریشههایت را نگه دار، برگها میریزند دوباره میرویند.
نذار خوشبختیت وابسته به چیزی باشه که ممکنه از دستش بدی.
ببخش بدون اینکه یادت بمونه و
بگیر بدون اینکه فراموش کنی.
“بیا و بنشین به کنجِ چشـمم
که کس در این گوشه ره ندارد..“
جهان مثل یک زنگ تفریح نیست
اجل چون رسد وقت تصحیح نیست
خواستم باری کشم از دوش تو اما نشد
قفل جبر از دست و پای اختیارم وا نشد
کسی که دلش برایت تنگ می شود را،ساده فراموش مکن
دلتنگی نادرترین احساس این زمانه است
چشمهایت
مثل پنجره بودند
جهان از پشت آنها
کمی مهربان تر دیده می شد
نفهمیدی کە تو عشق و جان و جهان من هستی، بدان تو در جان من وطن داری....!
اگر نبودی
این خیابان
فقط مسیر بود
نه خاطره
پنجره باز بود
اما
هوای تازه
به خانه اعتماد نداشت
آینه
هر روز ما را می بیند
و هر بار
کمتر باورمان می کند
کوچه کودکی اش را گم کرده بود
دیگر
هیچ توپ پلاستیکی
از آن رد نمی شد
آنقدر برای زنده ماندن جان کندیم
که زندگی
به یک شایعه تبدیل شد
پند بر صبر مفرما که به این وادی راز
مگر از دلشدگان تو شکیبایی است
بیافتد گر گذار چشمهایم زیر پای تو
بهشتی زیر پایم بشکفد از باغ ریحانی