متن بهار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بهار
بهار شد،
سبزه رویید،
شکوفه شکفت،
بلبل خواند،
پرستو شاد،
چلچله از سبزه زار گفت.
قرقاول خوش آواز،
هلهله در گلستان،
زنبور پروانه سرخوش،
رقص گل ها در باد،
گل شیپوری تناز.
روییده اند بنفشه ها،
پامچال زیبا،
عطر گل ها درهوا،
کودکان غرق در رویا،
مادران در تقلا،
اما...
🌿
چه خوب است
چه خوب است که با تمام رنج هایی که روحم را می خراشد،
هنوز ابر امید، طراوت بر سرم می بارد و چشمه ذوقم می تراود
چه خوب است که کمی بعد از شبیخون یاس و فرو ریختن ناگزیر،
باز بر می خیزم، گرد و غبار...
چرا
می شود
در بهار هم
پاییز بود
اما
نه به اندازه دلتنگی
اندوهش
تو را می کشد
نفیسه اسلامی فر
نام هنری:نفیسه سکوت
صبح بهاری، زمین را از خواب بیدار می کند
بوی گل و شادی، در هوای تازه می پیچد
لاله ها در گلخانه خود آواز سر می دهند
و نسیم آرام، نغمه آنها را به گوش می رساند
درختان انار، سیب و گردو به رقص درآمده اند
و آسمان با نور...
جاودانه ترین بهار
لذت دیدار توست
بیا با عطر نفس هایت
مرا به صرف عشق
مهمان کن
تا که در آستانه ی
این فصل سبز
شکوفه ی احساس مان را
جشن بگیریم
مجید رفیع زاد
باران بهاری، نسیم را به مهمانی طبیعت می آورد
شکوفه ها کلاهی سپید بر روی شاخه های درختان هستند
قطرات شبنم بر گلبرگ ها، همچون الماس های طبیعی می درخشند
سیاهی درونت را با نفس کشیدن هوای بارانی تطهیر کن
نور چشم من کجایی؟
ماه تمام می شود، اشک های کوچه ها خشک شدند.
گل ها دیگر بو و رنگی ندارند،
تو کجایی...؟!
تو کجایی که بهار نمی آید؟
در سکوت تاریک، صدای پایان می آید،
خستگی در دل هر باران می پوسید
باد بهار را به خود می برد...
هوای بهار، از رویاها پا به هستی می نهد
نسیمی خوشبو، با تَرَنُّمی دلنشین، به ما می رسد
شکوفه ها با نغمه های شاد، به خنده ی گل ها می پیوندند
و زمین، با زمزمه ی پرندگان، جان می گیرد
آسمان آبی، صاف و بی غبار
باغ ها و چمنزارها،...
درختان گیلاس، با شکوفه های سفید،
به مانند فرشتگانی، در آسمانِ آبی پریدند.
نسیم لطیف، عطرِ شکوفه ها را به مشام می رساند،
و حسِ شادابی و طراوت، در جانِ آدمی می نشاند.
بهار
خیابان ها را زیباتر کرده است
واژه ها را خوشحال خوشحال
آدم ها هم کیفشان کوک است
اما توچی؟
نیستی
و من همچنان چشم هایم را می بندم!
مهدیه باریکانی
بهاری، گل به شوق تو می روید...!
آریا ابراهیمی
آخرین برگ از دفتر زمستان
ورق می خورد
و رایحه ی مهر
از انتهای کوچه ی اسفند
به مشام می رسد
دیگر گذشت
آن ازدحام دلشوره های تلخ
و آن نیمکت های پوشیده از برف
اینک بهار
مژده ی حلاوت نگاهت را
به قلبم می دهد
تا به شکرانه ی...