متن جدایی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات جدایی
همیشه میگن صدتو برای ادما نزار ولی من میزارم؛صد قلبمو میزارم،صد ارامشمو میزارم،صد علاقمو میزارم، با جونم و روحم و تک تک سلولام ادمایی که باید رو دوستداشتنی میبینم و دوستشون دارم،برای نگه داشتنشون، موندنشون همه تلاشمو میکنم،جوری رفتار میکنم که طرفم واقعا بفهمه صادقانه دوستش دارم،صادقانه ترین حس رو...
هنوز دوستش داری؟! اخرین بار حرفاش رو که زد به قلبت توجه کرد؟ یادش میومد که با کلمه به کلمه صحبتاش داره تو رو به نابودی میکشونه یا حواسش نبود؟وقتی به عالم و آدم ثابت کردی دوستش داری، به چشمش اومد یا بازم دیدی چشماش همیشه قراره بسته بمونن و...
شبی زنی شعرهایش را سوزاند
و برای یک دیدار ساده
از پنجره ها گذشت
آشفتن خواب ، کار ساده ای نیست
وقتی پلک هایت
خسته از سایه ای سنگین است
مرا ببین...
غریب تر از هر آشنای دیروزم
و این شعرهایی که می خوانی ،
حاصل بیخوابی های هر شب...
چه فرقی می کند
دنیا تو را پر داده یا من را.
جدایی حاصلش مرگ است
اگر از لاله، لادن را...
من برای او میمردم و او برای دیگری
و چه چرخه تلخی بود زندگی:)
جانا ! من از دردِ نهانم می نویسم
از درد با اشک روانم می نویسم
از سردیِ پاییز و از داغ غمِ یار
هر نیمه شب از عمقِ جانم می نویسم
پژمرده ، باغ و گلشن دل از دو رویی
دلتنگم از بی همزبانی می نویسم
چندیست بی خویشم چو...
فروغ دیدگان من کجایی
شدم بیمار و جانم را دوایی
جهانم با تو روشن، بی تو تاریک
چرا پایان ندارد این جدایی
بادصبا
آب بودند و خاک
سازشان ناکوک اما؛
گِل شدند.
آدما گاهی تورو به تجربه لحظه هایی
وادار میکنن که نه تنها سهم تو نیست
که هرگز دوست نداشتی اونا یکبار
طعم تلخیشون رو بچشن.
من این ماجرای ثابت شده قانون دنیا رو نمیتونم هیچوقت درک کنم اونم اینکه:
تو ممکنه ماه ها و سالها سعی کنی یکنفر رو بشناسی قسمت به قسمت رفتار و شخصیت اون رو، سعی کنی اون آدم رو اولویت قرار بدی و بیشتر از همه بهش شناخت داشته باشی،ولی یه...
ای کاش یک روز همه ما،
در حالی که به ظاهر لبانمان تکان نمیخورد،از اعماق تپیدن هایمان، بپذیریم گذشته ها قابل برگشت نیستند، آدم های رفته اهل دوباره ماندن نیستند، رابطه های تمام شده، به همان دلچسب بودن ها دوباره اغاز نمیشوند و به زندگی های پر از روز های...
ماه مردم تو آسمون رویت شد داره میدرخشه
اما ماه من خیلی وقته زیر خاکه
دیگه رویت نشده
دلم براش تنگ شده 🖤
باید رها می کرد بغضم دامنت را
باید به آتش می کشیدم رفتنت را
آنقدر نامحرم شدی، در هیچ شعری
دیگر نمی بوسم لبت را، گردنت را...
◾شاعر: سیامک عشقعلی
هر شب اسیر سکوت می شوم
و ناگفته هایم
از چشم هایم چکه می کنند
تو نیستی
و من با هق هق گریه هایم
نبودنت را فریاد می زنم
تمام شهر را بی خواب می کنم
و در تب خواستنت
می سوزم
مجید رفیع زاد
جدائی اجباری از وطن و کاشانه، درد و غم سنگینی بر سینه غربت نشینان است.
رحمان شاهسواری کینگ
از شب سیاه تر منم
وقتی که فانوس چشم هایت
بر شعرهایم نمی تابد
و دیگر رد نگاهت را
بر تن واژه هایم نمی بینم
از شب سیاه تر منم
وقتی که عقربه ها
در آغوش هم می رقصند
اما من با ثانیه های نبودنت
بغض می کنم
از شب...
اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم
در ادامه
تو رفتی و . . .
. . . من آن خاطرات را بعنوان یک ستایش واقعی از عواطف انسانی خویش
حفظ خواهم کرد .!!!
کامل ترین فهرست تاوان هاست قلبم
غمگین ترین سال خیابان هاست قلبم
گهواره ی رویاست، مبنا باد پائیز!
در التهاب اوج این رقص غم انگیز
گلبرگ رویا های من پرپر ترین است
وارونه شد رویای من دیگر همین است↓
پائیز و چنگال غم و امید واهی
یعنی سحر با نوری...