متن عاشقانه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه غمگین
در میان خاطراتم، تو را سخت در آغوش گرفتم.
بمان ، که مرا با خیالت توان زندگی نیست.
بی پناه و خسته دل، چشم به راهم که بیایی.
خانه ام ویرانه شد،
وقتی نگاهت به نگاه دگری دوخته شد.
زخمی تر از آنم، که زخمم تو نبینی.
من از این بی تو بودن های تکراری، بیزارم.
گاهی عشق همان،
فرصت بوسیدن لبهای کسی هست که نیست.
به آغوش خودم یک تو بدهکارم، همین و بس.
آخرین تصویر تو غلتید و افتادش به خاک.
در همان لحظه که میرفتی و اشکم شد روان.
بدجور به رخ میکشد ثانیه ها، لحظه های نبودنت را.
حسرت گمشده تاریخ دوران منی
و اکنون که پیدایت کرده ام
اندوه شده ای درشیرینی تاریخ دورانم
چگونه بگذرم ازتو که نتوانم
و چگونه بمانم باتو که بازهم نتوانم
#شب ۹۷
از نردبان شب
پائین می آیند
دردهایی
که آشیان کرده اند
در شبهایم
هی نفس کم میکنم در این شب بیانتها
هی خودم را میکشم در خاطراتت بیصدا
در خیالم با تو بودن باز باور میشود
ماه هم پیشت حسودی کرده کمتر میشود
بعد من آیا کسی در کوچههایت پرسه زد ؟
مثل من دیوانه وار اسمت به لبها غنچه زد ؟
من...
میزند در سینه هر لحظه، نبض عشق تو.
تو خودت خواسته ای باز دلم را ببری
من هنوزم نگرانم که به یغما ببری
تو که طوفانی و ویرانگر و بیرحم شدی
حق نداری که دلم را به تماشا ببری
بیخبر آمدهای بیخبر از من میروی
که در این قصه دلی خسته به فردا ببری
تو که طوفانی و...
اى که هم شاعر و هم زاهد و هم معشوقى.
اى که بال وپر وقبله و هم مسجودى.
من که هم معتدل وشاعر و هم مجنونم پی تو در کوچه هاى شهر سرگردونم مثل عشاق که در تاب و توان میگردن من پی تو در خیابان دلم میگردم
بلکه حتى...
سپر می اندازم در برابرت، زیرا
حریف چشم تو هرگز نمی شود دلِ من.
اگرچه دریا دریا گریستم ،امّا
شده ست تشنگی شوره زار، حاصلِ من
هزار کوهِ یخی قد کشید در شعرم
نداشت معجزه ای آفتاب مایلِ من
به شِکوه لب نگشودم تمام عمر از تو
شبیه بُغضی در پرده ماند ، مشکلِ من