متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
این عشق چیست ؟کیست؟
که همه را دیوانه کرده
رقیه سلطانی
و اکنون ذره ذره می شوم ز دوریت!
رقیه سلطانی
با شعر نو،با کلام ساده،با قلم و خودکار
گفتم و نوشتم از تو آنها شنیدی و خواندی اما باز هم نیامدی!
رقیه سلطانی
دلم خواست بنویسم...
خواستم از قصه ی انگشتان کشیده اش بنویسم که دیدم انگشتان مرا بغل نمیکند.
خواستم از معجزه ی چشمان روشنش بنویسم که دیدم به من نگاه نمی کند .
به سرم زد از اکسیر شفا بخش لبانش بنویسم یادم آمد، هان! مرا نمی بوسد .
سرخورده قلم...
من تو رو صورتی دوست دارم.
دقیقا شبیه همون لاک جدیدم که از بهترین دوستم هدیه گرفتم...
به قشنگی گلای توی باغچه
همونقدر سرزنده
به نظر من ادمای مهربون یه قلب صورتی دارن:)
دوستدار تو: صورتیِ بهار!
من تو رو قرمز دوست دارم .
مثل همون سرسره ی توی پارک که باهاش خاطره دارم.
مثل سس روی پیتزام
مثل حس سرزندگی
عاشقتم دلبر قرمز !
دوستدار تو: قرمزِ جان!
گل میکنم باز ازمیان زخمهایم
هستی شبیه نوش دارویی برایم
یک شهر دستانش دخیل آسمان شد
وقتی که فهمید ازنفس افتاد پایم
شادی رویای وصل از دل من پر گرفت
به ساحل قلب من موج غمت سر گرفت
خسوف غم آمد و صورت ماهت گرفت
چه بی صدا آمد و تو را چه راحت گرفت
میان فریاد من سکوت تو دیدنی است
برای من گل عشق همیشه بوییدنی است
شعله ی احساس...
نه شکوفه ای، که با بهار از راه برسی
نه بارانی، که از آسمان بباری؛
کسی تو را پست نخواهد کرد؛
مروارید نیستی که با امواج به ساحل برسی؛
گروگان هم گرفته نشدی، که پول تو را مجدد به من نزدیک کند؛
راهی برای برگرداندنت نیست؛
تو با پاهای خودت...
فراوان گفته ام با تو که چون جان دوستت دارم...
توئی داروی هردرد و. شفای قلب بیمارم..
کلیابی کاشانی
درست کنار ثانیه های بی قراری ام
کنار دل شوره های شیرینم
تو کنارم هستی ، در قلبم
و چه جایی بهتر از قلب یک عاشق
میدانی...؟
حتی اگر دنیا را داشته باشی
وقتی قلبی برایت نزند...
فقیر ترین انسانی...
تودر قلبم هستی محبوب زیبایم
قلب من خانه ی توست...
تو را دوست دارم .
تو تورامیخواهم.
تورا به خاطر عشق دوست دارم .نه چون من سزاوار عاشق بودنم .بلکه تو لایق عشق هستی .
تو جهان مخفی منحنی لبات
کلی توت فرنگی به چشم میاد
که با نور ماه شب چهارده چشمات
هارمونی قشنگی
ساخته شده
من اونقدر دوست دارم
که هر وقت داشتی از چشمام
سقوط میکردی
قلبم رو پنجه هاش ایستاد
و قبل از افتادنت بغلت کرد
برای همینه که تو
گوشه نشین
قلبم شدی
آیینه می رقصید با اعجازِ نازت
در من تمنا غنچه ای زد سارقم کرد!
دیدی مرا یک لحظه، چشمم را گرفتم
زیبایی ات بی رحم بود و عاشقم کرد
▫️شاعر: سیامک عشقعلی