دوری را با چه زبانی می توان ترجمه کرد وقتی فاصله من با تو تنها یک آغوش است تو را نمی دانم اما من با خیالت شب را روز می کنم روز را شب ... و آغوشت دنج ترین جای جهان من است ای نزدیک ترین دور ..... . .
نگاهم که می کنی ستاره می خندد ماه می تابد و عشق در دلم باله می رقصد.... . جهان کوچکم چشمان توست که دریا دریا بی تاب من است و به وسعت آسمان دلواپسم... . . آبی آرامم نام دیگر تو باران است که می باری بر من و تن...
میان تمام آنهایی که نزدیکند اما دور نیستی اما نزدیک ترینی . . گاهی دلم کنج دنجی می خواهد و کمی سکوت تا بنشینم و داشتنت را قطره قطره یاد کنم که چطور تمام قد تکیه گاه ویرانه های دلم بودی و من دخترکی که رها از هر دردی روی...
این روزها حسادت از چشمانم بیرون می پاشد و روحم را زخم می زند . . حسادت می کنم به پیراهنت که چنان تنگ تو را در آغوش گرفته است . . به کتاب هایت که عاشقانه زل زده اند به چشمانت . . به دیوارهای اتاقت که عطر تنت...
تو ؛ شعر زیبای منی گیسوانت مثنوی چشمانت غزل لبت دو بیتی حالت که ردیف باشد قافیه لبخند توست ناب ترین شعر جهان بیا که من بخوانمت ....
اینجا بهار است و هنوز زندگی از پشت آوارهای دلم سرک می کشد ساز بودن می زند و روحم را می رقصاند . اینجا بهار است و هنوز عطر تنت پاورچین پاورچین از من بالا می رود و پیچک وار تمامم را در آغوش می گیرد . اینجا بهار است...
چون تُ دارم هرچه دارَم زندگیست.
تفاوتی نمیکند کجای جهان باشی؛ کجای جهان باشم؛ هرگز تفاوتی نمیکند یک متر فاصله یا حتی کیلومتر ها من هرثانیه دلتنگت میشوم...!
عشق دور نیست .. همین که آرامش از نگاهت ببارد و هرم دستانت تب تند تنم را لمس کند واژه واژه دوستت دارم از لب هایمان می چکد و لا به لای دلدادگی هایمان عشق می روید ... ️️️
لحظه هام کنارِ ‹تو› بویِ خوشبختی میده! ️️️
می شود... شورش را در بیاوری! من به این " دوست داشتن ها " قانع نیستم ... !
این بار عاشقانه هایم تفاوت دارند زندگی می کنند برای نیامدنت، روزی که مرگ با من بخوابد و تو از حسادت بمیری.
من دلتنگی را حنا کرده ام بر دستهایم. تا تو را یاد کنم.
روزهای داغ مرداد مجنون بیچاره ای می شوم که به جای لیلی پی یک کاسه ماست می گردد. مثل روزهای بچگی که با بابا زیر درخت گردو حیاط خانه می نشستیم و دوتایی به آسمان نگاه می کردیم، به امید آن که گردویی از آن بالا بیفتد پایین. فکر کنم...
تو در سالهای دور ایستاده ای با تفنگ ات در قاب عکسی قدیمی در فاصله ای نه چندان دور از من با ابروهای کشیده چشمانی فراخ که تا انتهای زمان پیش می رود . صدایت همهمه ای است در کودکی ام نجوایی عاشقانه در گوشم که هی به تکرارت بر...
عزیزِ لحظه های من دلم شانه های امن تو را میخواهد چه کنم دل است و کارش عاشقی عشق کاری کرده به هر بهانه ای هوای تو کند...️
نَفَس بکش مرا عطر عاشقانه هایم مستت خواهد کرد .! ️️️
فقط چشم های تو مانده در یادم و صدایت در گوشم..بگو چگونه دیوانه نباشم وقتی با هر صدایی یا هر نگاهی.... تنها تو مجسم می شوی روبرویم...!!
چه گوهری تو؛ که کمتر بهایِ تو جان است...
هست آرام دل آن را که دلارامی هست خرم آن دل که در او، صبری و آرامی هست
روزه ام با ربنای دیده ات وا می شود العجب از آن همه ذکری که در چشمان توست ️️️
در شعرهایم برقص...؟ بی وزن و قافیه...!بدون تُو️...؟!شاعرے دوره گردم...!!!
گاهى حرف دلم فقط یک توست یک تویى که دواى همه دردهاست... ️️️
Even if Im not with you I think of you..! پیشتم نباشم ، پیشتہ حواسم..! ️️️