متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
آرام و آهسته
نزدیک بیا
نه آنقدر نزدیک که بسوزانیم
و نه آنقدر دور که بمیرانیم
مرا جوری دوست بدار
که در تو♡
♡پیدا شوم
دوری
هرچند در من نشسته ای
و جای من شعر می گویی
من اما !
تمام فاصله ها را
می شناسمت وجب به وجب تا دور
با سال های بر باد رفته ی عمرم
خو گرفته ام در کف دستانت
و سروده ام شعر
با لحن ساده ی انگشتانت
مرا...
حال دلم خوب نیست...
منم و یک فنجان چای...
تکیه داده ام ،
به پشتیِ قدیمیِ قرمز اتاق...
چند بیتی شعر سروده ام
از برق چشمانش...
از سکوت پر از رضایتش...
صدای کلاغ های سرگردان
بر فراز آسمان خانه
خبر از اتفاق غریبی می داد.
اتفاق افتاد...
آن هم چه...
شهر را بی تو ؟ نمی خواهم
خانه را بی تو ؟ نمی خواهم
سفر را بی تو ؟ نمی خواهم
تنهایی را بی تو ؟ نمی خواهم
خنده را بی تو ؟ نمی خواهم
من بی تو هیچ چیز را نمی خواهم حتی بهترین ها را که بی تو...
دلم می خواهد پاییز باشد و باران باشد و قهوه باشد و کتاب باشد و موسیقی باشد و آواز باشد و رقص باشد و پنجره ای باشد و کلبه ای باشد و
تو باشی و تو باشی و تو باشی ...
نور بهشتی
مردمی که عزیز از دست داده اند دیده ای ؟
ماتمشان را
اندوهشان را
بغض و گریه هایشان را
لباس های تیره شان را
بی حوصلگی و آشفتگی شان را
آنها فردی را از دست داده اند که با ارزش بوده
اما افرادی را که خودشان را ، از دست...
خیال داشتنت
عجب می چسبد
هر روز عصر
که تنها ، بودن تو آن را دلپذیر می کند
قهوه ای که می شود
با قند لب های تو شیرین کرد
و دست هایی
که یکدیگر را در آغوش هم می بینند
افسوس ، این رویای شیرینت
مثل هر روز پیوند...
بگو دوستم داری
تا دنیا، برایم
زیباتر شود...
غزاله غفارزاده
گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان
خنده بر لبها نهی من مهربانت می شوم
قصه پردازم تویی نقش...
دنیا بدون تو یه چیزی شبیه:
پیتزائه بدون پنیر. شبیه فوتبال بدون توپ شبیه انسان مُرده. شبیه یه ماشین چپ شده. شبیه خودکاری که جوهرش تموم شه. شبیه هواپیمایی که نمیتونه پرواز کنه. شبیه یه ماشینِ بدون چرخ شبیه یه قلب بدون خون. شبیه یه صورت بدون خنده. شبیه همون...
یه آدمایی هستن که باید باشن !
اصلا نبودنشون انگار
برای دنیا تعریف نشده !
دلت میخواد بشینی ساعت ها
بیخیالِ همه چیز
از هر دری باهاشون حرف بزنی !
بدونِ اینکه نگرانِ چیزی باشی !
لازم نیست کاری کنن
فقط کافیه بشینن و
گوش بدن به حرفات
این آدما...
تو اگه رنگ بودی میشدی آبی آسمونی
تو اگه میوه بودی میشدی توت فرنگی
تو اگه حیوون بودی میشدی پیشی
تو اگه خوراکی بودی میشدی شیرکاکائو
تو اگه خواننده بودی میشدی گروه وانتونز
تو اگه غذا بودی میشدی پیتزا
تو اگه فصل بودی میشدی بهار
تو اگه کشور بودی میشدی...
“تو موهات مشکی باشه، مشکی قشنگه.
تو لاغر باشی، لاغر بودن قشنگه.
تو بخندی، خنده قشنگه.
جهنم و دوست داشته باشی، جهنم قشنگه.
هر حرفی بزنی، اون حرف قشنگه.
هر لباسی بپوشی، همون لباسا قشنگ می شن.
چیزای زشتو بپسندی، دقیقا همون چیزا زیبا می شن.
مخالف همه باشی، مخالفت...
قدری از خودت را به من بده!
آن وقت من هم دیدنی می شوم
و تو
به تماشایِ من،
خواهی نشست...
غزاله غفارزاده
تو خورشید من باش
من در فصل سرد انتظار
آدم برفی می شوم
تو بتاب
تا قطره قطره
برایت بمیرم
مجید رفیع زاد
زلفانت
آن سلسله ی ممتدی ست
که پای من «مجنون» را
به سوی همه کس، همه کس، همه کس،
زنجیر است؛
و دلم
آن زلال غمناکی ست
که جلوه های سوزانت را
در بطن همه چیز، همه چیز، همه چیز،
نخجیر است.
چشمانش ...
دریچه های قهوه ای روشنی که
ورودگاه سرزمین ابدی من بود
جایی که روحم را در آن حبس کرده بودند
تن هایمان در ترافیک تقدیر گیر کرده است
اما بال خیالمان را که نچیده اند !
محبوب من
بیا قبل از کوچ رویا یک بار دیگر در آغوشِ سحر
خورشید را بیدار کنیم و
روشنی را به تماشا بنشینیم
بیا تا بیداری خواب است
برای ساعتی جهان را فراموش کنیم...
میدونی کجا دوستداشتن قشنگ وبا ارزش میشه..؟!
وقتی میون احوال بد،گریه های بی وقفه ،ترس های همیشگی، یکی باشه که
«قربة الی هو» معنی بشه و بهش پناه ببری و میون اون تیرگی،آغوشش رو
لمس کنی و کنار گوش سمت چپش
بگی:عزیزم به قول حضرت مولانا:
«جای گله نیست چون...
وقتی حالش خوب نیست
بهش بگو:
«یا لیت لو کنت حزینًا ،
فلن تکون غیر مدرک لعظام قلبی
المکسورة بسبب حزنک»
«ای کاش به هنگام غمگین شدنت، از
شکستگی های استخوان های قلبم
برای غمت بی خبر نمانی»