متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
فصل عشق دوباره ظهور خواهد کرد
تمام زندگی ات را مرور خواهد کرد
تمام وسعت دیروزهای تلخ تو را
از ابتدایی ترین شعر دور خواهد کرد
اطاق خلوت و تاریک لحظه های تو را
پراز ترانه و امواج نور خواهد کرد
دوباره باور آیینه سبز خواهد شد
که با حضور...
☔️♡ روی پنجه های پام وایسادم.
دستمو با تموم توانم دراز کردم...
ولی دستم به ظرف شکلات نرسید! مامان خونه نبود...
صندلی خیلی سنگین بود!
دلم شکلات میخواست!
آروم قدمامو کشیدم سمت بیرون
از آشپزخونه که خوردم بهش!
دو تامون پخش زمین شدیم
ولی با دیدن هم غش غش
خندیدیم......
عاشق که بشی...
چشماش میشه دنیات، به طوری که وقتی می خوای خودت و توی چشماش ببینی اشک توی چشمات جمع شه و بغض کنی...
عاشق که بشی...
دستاش میشه آرزوت، طوری که هر لحظه آرزو کنی که فقط یک لحظه دستاش و توی دستات بگیری...
عاشق که بشی...
آغوشش...
☔️♡ حتما باید دکتر تو نسخه م
بنویسه فقط حالم با صدای تو
خوب میشه که برام حرف بزنی؟! :)
نویسنده: ریحانه غلامی
دیالوگ بدجنس ترین خوب من
اینکه احوال دلم بی حضور تو بده
اینکه دوچشمای من از نبود تو تره
یعنی که عاشق شدم اسیرچشم توام
☔️ عاشقش شدم چون خنده ی
اون خیلی زیاد با بقیه فرق داشت!
بقیه سرشونو میگرفتن بالا بلند
بلند میخندیدن...
اون سرشو مینداخت پایین آروم
میخندید! یه جوری که صدای
خنده هاش تو گوش آدم هی
تکرار بشه :)
نویسنده: ریحانه غلامی
گاهی سبد سبد گل سوریست قلب من
گاهی نماد زنده به گوریست قلب من
این مغز من مسیر خودش را شکسته است
خود را به دام پیله ای وارونه بسته است
یک عمر رو به آیینه دیدم که کیستم
یک عمر روبه آیینه دیدم که نیستم
اصلن من اتفاق تن...
سر برگزار بر بالین شکسته های قلبم
بال یخ زده اشک هایم را حس میکنی؟!
عجیب شاکی ست چشمانم از روزگاری که بی تو میگزرد
کمی بدم از عشقت در ضمیر ناخودآگاهم، میخواهم دچار شوم، دچار تو، دچار عشقی که پایانش آغوشی از جنس بند تن تو باشد......
«فاطمه دشتی»
☔️💜 نفس: میشه...
چشماتو باز کنی؟
میکائیل: نه!!
نفس: چرا؟!
میکائیل: اشکام میریزن!
نفس: ولی الان دل من هم
داره از دلتنگی میریزه :)
دیالوگ رمان نفس میکائیل
نویسنده: ریحانه غلامی
چشمانِ تو با قلب من چه کرد؟!..
که اینگونه تو را در خود جای داد!♡
نویسنده: nazanin Jafarkhah
آدمای خوب، برای همه خوبن!
اما آدمای بد، فقط برای کسی که زندگیشونه، میتونن خوب باشن :)))!
نویسنده: nazanin Jafarkhah
حال من مثل حال اون ویسیه که با عشق ضبط شد..... ارسال شد.... سین خورد..... ولی هیچ وقت پِلِی نشد:)🥀💔..... همینقدر دل شکسته......
قلم زهرا ریسمانچی
☔️ - سردته؟!
+ نه...
- دروغ نگو!
+ دروغ نمیگم!
- بیا... بیا کاپشنمو بپوش!
+ نه نه... سردم نیس!!
- من سردمه! بپوش :) ♡
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡↻ میگن اگه از یکی
هی پیش بقیه حرف بزنی،
یه گوشش سوت میکشه...
باید گوش تو تا حالا از صدای
سوت بلند کر شده باشه،
انقد ازت حرف زدم :)
قلب سمت راست من 💞
نویسنده: ریحانه غلامی
☔️♡↻ تا حالا به این جمله ی
(دردت به جونم) دقت کردین؟!
واقعا اگه از عمق وجود گفته بشه... دردارو کم میکنه به جون
یکی دیگه انتقالش میده :) ♡
نویسنده: ریحانه غلامی
از بار اولی که دیدمت، زیباتر بودی!
من سر تاپای وجودت را با عشق تماشا میکردم..
باز آن روسری که بر روی آن، غنچه های فیروزه ای کاشته شده بود، روی سرت گل کرده بود...
خنده های پر از شیطنتِ روی لبانت، بر لبان من نیز نهالی از جنسِ خنده...