متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
شاید عشق
واکنشی مرکب است:
تر کیبی از رویا و دیوار،
از ایستادن تا تحلیل رفتن
از دستی که می شکافد
و دیواری که هر شکاف را به شاهراه
می رساند....
دوست داشتن
یعنی
وقتی جهان شلوغ است
کسی
به زمزمههای کوچکِ تو گوش کند
به شادیهای عجیب
به سلیقههایی که بلند نیستند
عشق
همین دیدنِ آرام است
نه تصاحبِ پرسر و صدا.
گفتی که خطر دارد، ولی عشق همین است
هر بوسه به جانم، همان دارویِ دین است
✍️هدی احمدی
به اندازه ی بلندترین شب سال دوستت دارم......
مثل انارِ ترک خوردهی یلدا، دلم برای تو هزار دانه شده است؛
هر دانهاش یک "دوستت دارم" ِنارس است که از شوقِ رسیدنت، سرخ شده.
تو عطرِ دارچینیِ این شبِ دلگیری، تو گرمایِ شومینه در سرمایِ طولانی.
من تمامِ قصههای...
بیا تا زندگی کنیم
حتی با یک نفس!
هرچند ساده؛ ولی
به درک هجاهای شعر
و نواهای عشق سفر کنیم
بیا تا زندگی کنیم هرچند در زندان
اما بی زندان ذهن
چون پرستوها پرواز کنیم
دستانت را به من سپار
در جاییکه آغوشی از
خلوص دوستی و شفاست
در جاییکه...
شک و تردید، آتش است!
به عشق نزدیک شود،
به آتشش خواهد کشید.
تنها چیزی
که بهشت و دوزخ را
در خود جمع کرده باشد
عشق است.
آدمی، مادهای کهن است
تنها
عشق میتواند
او را تازه کند.
خوب میدانم،
سیگار و عرق و عشق و شعر
رو به مرگ میکشاندم.
اما مطمئنم
اگر از آنها هم دست بکشم
یکباره خواهم مرد.
قمار و عشق، یک چیزاند!
زیرا در پایان،
عاشق و قمارباز
به تیرهبختی از بازی خارج میشوند.
حتا کسانی را که از تو بیزارند،
دوست داشته باش!
عشق و دوستی،
دو بال پرواز توست،
تو را به روی ابرها خواهند رساند.
با تو دل من ز هر زمان نرم تر است
جایت تو دلم ز هر مکان امن تر است
عشق تو گرفت آرام و قرار از دل من
با تو زندگی شکر خدا گرم تر است
دانم ای مـادر میان کـوه و دشت
این تو بـودی دوش تا دوش پدر
کـردی از هـر آرزوی خـود عبـور
تـا ببـینـی شـادی دخـتـر، پسـر
من که میدانم زمان با تو چه کرد
کاینچنین موی سپید آمد به سر
دانـم از کـوه و کمـرهـای طـویل
حـاصـلی نامـد بـهجـز درد کمـر...
مثل رازی
رازی که نیمه شب به یک ستاره دنباله دار میگویند
مثل آرزویی
آرزویی که هنگام فوت کردن شمع تولد آن را میخواهند
مثل خواب بعد از لالایی
یک نوع بیهوشی که فقط بعد از لالایی های عاشقانهی مادران میتوان تجربه کرد
مثل شعری
شعری که با ماه شب...
آینده را نفس بکش، گذشته را بیرون بده.
خوش به حال دلِ عاشق که در آتشِ درد
هر نفس سوخت، ولی شعلهاش از عشق، زرین است.
عشق را نتوان ز دل بیرون کشید،
که چون خون در رگِ جان، همیشگیست.
هر که از ذاتِ وجود، عشق را بشناسد،
میداند که این آتش، خاموشیستناپذیر.
لبِ تو، جامیست که هر ممنوع را روا میکند،
و هر حرام را به حلال بدل میسازد.
عشق، شریعتیست بیپایان،
که حکمِ آن، تنها نگاهِ توست.
عشق، چراغیست که جان را روشن میکند؛
هوس، سایهایست که دل را میفرساید.
صاحبنظر آنست که در آتشِ عشق،
خویشتن را به نور بدل سازد.
برای ساختن زندگیت؛
هیچگاه نا امید نشو...
یه روزی به خودت میای و افتخار میکنی از اینکه ادامه دادی و تسلیم نشدی
یه روزی که با یک موفقیت، زندگی تو تغییر دادی،
فقط یادت باشه...
برای رسیدن به اون روز، باید پشتکار و پایداری نشون بدی
برای رسیدن به اون...
باور نمیکردم که عشقی بتواند
جهانی بنا کند،
و بر آن، باران و ستاره ببخشد و رؤیا...
دارم از یک جهان حرف میزنم!
تو افقِ منی،
چشمهایت،
صدایت،
هر تپشِ قلبت،
راهیست به سوی زندگی.
من در نگاهت متولد میشوم،
و در آغوشت، آرام میمیرم.