متن بهار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بهار
گاهگاهی من هوای کوی یاران میکنم
حس و حالم را درون سینه پنهان میکنم
اولین دیدارمان هر جا که باشد هر زمان
با زبان شعر خود آن لحظه طوفان میکنم
با غزل های بداهه فصل پاییز تو را
من بهاری کرده و لبریز باران میکنم
ظاهرا حرف دلم را گفته...
مثل بهاری مست
من دیوانه را دیوانه تر کن مثل گیسویت
رها کن پشت سر در خوشه ای از خرمن مویت
چه میشد بامدادی همدل و همراه هم باشیم
تو جان از من بگیری من سری در شیب بازویت
شبی در آسمان من بریزی نقره از ماهت
برقصم لحظه ای...
تاریک و یخ بسته
از زندگی خسته
وقتی طلوعم کرد...
دنیا که زندان شد
تا مرگ پایان شد
عشقت شروعم کرد!
در بطن غم بودم
دلگیر و کم بودم
این بار بیدارم...
می پیچد عطر یاس
از عمق این احساس
من دوستت دارم!
خورشید یعنی: تو!
امید یعنی: تو!
هستی...
هزار گل..
به بهار گفته بودم
که اگر بیاید این بار
به دو چشم خود ببیند
که هزار گل هویداست
بهار میداند..
بانویی دارم
به سپیدی صبح
به روشنایی روز
زلال.. چون آب چشمه ساران
دمیده بر سیاهی تارم
خزان مرا بهار آغشته
نگاه مرا بهار می خواند
سرود مرا برای خوشبختی
در آغوش خودش بهار میداند..
تقدیم به جمال عشقی
که عمری با ماست
های زمستان!
همین که یخ ها را
از روی ِ کبودی های زیر چشمانت کنار بزنم
بهار سبز می شود ..
به بهار می مانی و شوق نگاه
چشم باز کن،
آی ی ی بید مجنون،
--بهار در راه است.
رها فلاحی
زحمت دارد!
آدم بودن را می گویم ...
روزهای اول پاییز یه عادتی هم که داره اینه آدمهای غمگین رو مهربون و اشکی تر می کنه از بقیه سال...
یعنی شما با گردن افراشته داری برای خودت راه می ری توو شهر،
بی رویا و بی کابوس،
یخِ یخ.
یهو یه برگی می مونه زیر پای چپت و...
بهار من
اگر باشی
باتو زیبا میشود
بازم بهار لحظه هایم
ناز کن دلبر، هوای عاشقی دارد بهار
موسمِ شادی شده ، بلبل بخوان؛ از عشقِ یار
لیلی و مجنون شوند، ازعشق گل ؛ پیر و جوان
در سماع آیند، مرغانِ چمن؛ در لاله زار
خاکِ مرده، جان بگیرد؛خاطر جان؛ خوش شود
گر بیاید، باد نوروزی؛ به مانند سوار
پیرهن از...
پیش از رفتن بهار
از تو کوچ می کنم
من تو را چون شکوفه ها
گوشواره ای بر گوش
به یادگار می برم...
گفتی:
بهار بیاید، خواهی آمد!
***
باز؛
دل خوش کنک های تَکراری؟
--من که چشمم آب نمی خورد!
لیلا طیبی (رها)