متن دلشکسته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلشکسته
آدم ممکنه روزای خوبش رو زود فراموش کنه ،
اما همیشه اونایی که توی لحظه های سخت نبودن رو به یاد می یاره .
مثل من که وقتی روزای تلخم رو مرور می کنم ،
یاد نبودنت می افتم ...
من یه روزایی به هر دری زدم که باشی
و...
فرض اینکه
اصلاً تو دلت نمی خواهد دوستم داشته باشی
پس چرا قلبِ بیشعورِ من
برای دوست داشتنت پافشاری می کند ؟!
یک جای کار می لنگد
یا تو این منِ دیوانه را دوست نداری
یا بی گمان ؛ من دیوانه ام
----------------
اسماعیل دلبری
آدم دل مرده .....
ترسی از مرگ ندارد ...❤️🩹🫠
چیو ببخشم عوضی ....
تو قلب آدمی رو شکوندی که طاقت حتی یه لحظه ناراحتیتو نداشت ....
صیاد عزیزی
از پشت قاب عینک دودی نگاه کن
حال دل آشفته ام را روبه راه کن
قلبم شکسته چشمهایم بی فروغ است
نبضم بگیر و چاره ی این درد و آه کن
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
شکسته ام....
اما تکه هایم را به هم میچسبانم
نه برای اینکه زنده بمانم
برای اینکه زنده بمانی
🖊دنیاکیانی
نام شعر:دلِ شکسته
درد یعنی من منهای تو
تو هم در جمع دیگران
خوش به حال دیگران
من یعنی بی تو در اندیشه ی تو
تو یعنی منهای من در اندیشه ی او
دلِ شکسته یعنی درد به طور پیوسته
درد یعنی من منهای تو
ابر هم دلش به حالم...
ما هر آرزویی کردیم واسه یکی دیگه براورده شد.
«در سرم نیست بجز وصل تو سودای دگر»
غیر ازین حیف بُوَد از تو تمنای دگر
عمر بگذشت و دگر مهلت دیدار نماند
فرصتی نیست ، مده وعده ی فردای دگر
ز جفا شانه مزن بر مشکن زلف که دل
جز سر زلف تو مسکن نکند جای دگر
صنما جز...
ای کاش یک نفر ، فقط یک نفر تو دنیا بود که آدم رو درک می کرد! به خدا انتظار زیادی نیست!
تا تونستم تحمل کردم ولی خدایا دیگه بریدم از آدمهایی که اسمشون خانواده هستش ولی رسمشون از صد تا غریبه بدتره!
مگذار که در حسرت دیدار بمیرم
بگذار تو را تنگ در آغوش بگیرم
دستم شده کوتاه ز دامان بلندت
زیر قدمت می شود آرام بگیرم؟
در دام تو انداخت مرا ناز نگاهت
زیباست که در دام بلای تو اسیرم
گر قسمت من نیک نیفتاد بنامت
تقدیر من این بوده و...
مهر تو از دلم
یک لحظه کم نشد
این اربعین گذشت...
امسال هم نشد!
دلتنگ صحن تان
عمری سروده ام...
نالایقم قبول!
تاریک بوده ام...
آغوش لطفتان
گویا مرا نخواست...
این کمترین هنوز،
دلداده ی شماست!
مظلوم کربلا!
آقای خوب ما!
ای کاش زودتر
دعوت کنی مرا...
دعوت کنی مرا...
تقدیر هم با درد هایم قد کشیده
یک راه با چندین غم ممتد کشیده
گاهی نمی فهمد کسی حرف دلت را
وقتی که دنیا لحظه ها را بد کشیده
باید به دیدارم بیایی تا بفهمی
از دوریت این دل غمی بی حد کشیده
قدر زیادی حرف دارم ، آه و...
نشسته ام به تماشا قطار خالی را
مسافران زبان بسته ی خیالی را
عبور می کنی و بی صدا بهم زده است
دوباره عطر تو آرامش اهالی را
هنوز از دل من بوی درد می آید
اگر نفسی بکشی گاه این حوالی را
هنوز شاعر یک لا قبای این شهرم...