شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
در اندرونم،
هزار پرنده ی آزاد
لانه دارد!
دریغ!
با بال و پرِ زخمی چه کنم؟
لیلا طیبی (صحرا)
می پرسد: شورت گره ای ...؟
تلخ می گویم:
کودک عشقم سال پیش مُرد.
می پرسد: آدامس ...؟
تلخ می گویم:
گذشته را می جوم، کافی است.
می پرسد: سیگار؟
چیزی نمی گویم.
آتش می زند و تلخ می گوید:
این تلخی را مهمانِ من باش.
رد می شوم از بلور کاوه
مثل نور،
از میان درهای بسته
مثل صوت،
از روی قله های ندیده
مثل باد ،
از زیر اقیانوس
مثل آب،
من
شاعرم.
به گلویِ بریده یِ قلم
قسم،
به کاغذ مچاله ی آن گوشه ها
قسم،
تو شعر آخرم نیستی،
اما
آخرین شاعرِ این کوچه ها منم
در صفِ نان .
یکی،
قاب عکس خود را
یکی،
ساعت دیواری را
و یکی،
مسیح را،
آویزان می کند
از میخ ،
چه کاربُردهایی دارد این میخ !
مرا به نام تو می خوانند،
در تاریکی ما می شویم
در نور، من و تو
همراه با توام ولی
کسی مرا به من نمی شناسد
من
سایه ام .
تو هم /
خودت را خالی کن /
ماشه را بچکان، آسمان! /
این سربازِ زندگی /
بارها بدرد خورده است /
راحت باش! /
این صحنه را /
فقط مرزهای دور /
می بینند.... /
آرمان پرناک
نه ! /
اینطوری نمی شود ، /
نه ! /
باید /
کوله ی خالیِ سنگینم را /
بار دیگر بگردم /
مگر می شود کسی که دوستش داری /
برای شب های سردِ پادگان /
روزهای گرمی نبافته باشد؟! /
آرمان پرناک
نه امسال، /
چندین سال است /
سارا /
سفره هفت سین اش را /
با سکوتِ دارا /
می چیند /
«آرمان پرناک»
اما نمی پرد /
مشت میزنم به پنجره /
اما نمی پرد /
خیال می کنم قفس را /
اما نمی پرد /
این پرنده ی دیوانه /
در چشم هایم چه دیده است؟ /
«آرمان پرناک»
هر شب،
فکرهایت را برهنه کن،
در آغوش نگاهم،
و عشق را ،
نقاشی بکش برایم،
ای دختر باکره ی شعر ...!
مهدی بابایی ( سوشیانت )
دو سرخی براق در جهان،
یکی لب های تو و دیگری گیلاس،
یکی دلچسب فصل عشق،
دیگری گوشواره ی باغ شعر...
مهدی بابایی ( سوشیانت )
اگر روزی نشانی مرا خواستی
از آسمان بپرس...
کدام مسافر است
که تمام جاده ها را سیاه پوش کرده؟!
شعر
چگونه شعر کنم
قاف غزل هایم را
درتنگنای بی هم نفسی
وقتی که بی تو بودن ها
سایه به سایه
تعقیب می کند
بندهای شعرم را
شعر - سپکو
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
پر پرواز دارند، پرنده های دربند
آریا ابراهیمی