متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
کوه بهانه است
پژواک دوست داشتن
صدای توست
می رود یک ابد و قصه ی ما می ماند!
من، تو، یک کلبه ی چوبی، و خدا می ماند!
زندگی قصه ی دلبستن و ماندن ها بود
آخرش عشق فقط عشق به جا می ماند!
◽شاعر: سیامک عشقعلی
مگه یادم می ره خانم؟
تو به من زندگی دادی!
تو مثل یه کوه موندی،
پشت مردت ایستادی!
واژه هام پیش وقارت
به گل و سجده نشستن
می بینن تورو کنارم
اونا که مارو شکستن
خورشید منی! با هر صبح
به هوای تو پا می شم!
تو با من باشی،...
از هزاران مثنوی و یک قصیده صد غزل...
سیب را از شاخه ی لبخند نابت چیده ام...
روشنی شادی و سرسبزی عزیزم مال تو...
آسمان عشق را در چشم نازت دیده ام...
بهزاد غدیری / شاعر کاشانی
مستیت در شاعری افسانه می سازد مرا
چشم مستت از غزل دیوانه می سازد مرا
راز عشقت با کسی هرگز نمی گویم بدان
گرچه می دانم غمت غمخانه می سازد مرا
بهزاد غدیری/ شاعر کاشانی
من همانم که قرار است دلش را ببری
ناز کم کن تو بگو از همه عالم تو سری☺️😜
میشود جای بهانه به لبم بوسه زنی
در گوشم تو بگی آه عجب گل پسری
بهزاد غدیری ، شاعر کاشانی
دوست داشتنت تعطیل نمی شود
حتی اگر غبار غم
هر روز تمام وجودم را تهدید کند
حتی عصرهای جمعه
که تمام بی تو بودن را
به یاد چشم هایم می آورد
دوست داشتنت تعطیل نمی شود
حتی اگر هر جمعه
ابر عاشقانه های من
برای تو ببارند
مجید رفیع زاد
تو اگه گل بودی میشدی رز
اگه نیاز بودی میشدی بغل
اگه اهنگ بودی میشید بی کلام
اگه صدا بودی میشدی صدای موج دریا
و اگه توصیف زیبایی بودی میشدی ماه
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
گمشده ...
سالهاست گمشده ای دارم
هر چه بیش میجویم
نمی یابم من او را
به هر جا می روم
نیست از او نام و نشانی
ز هر کس جویم او را
نمیداند نشان ، هم نام او را
سالهاست گم کرده ام من
ولی انگار همین جاست
نهان از...
سرشار از احساس است،
شعرِ زندگی با تو؛
وقتی که:
صبح،
از مَطلعِ آفتابگردانِ بوسه هایت،
شکوفا می شوم؛
و شب،
در مَقطعِ شب بوی آغوشت،
آرام می گیرم!
زهرا حکیمی بافقی
کتاب گل های سپید دشت احساس.
خورشید نگاهت
و لبخندهای شیرین تو
بهانه ی هر صبح من
برای زندگی است
برای نفس کشیدن و تکرار سلام
حتی در طلوع هر جمعه
چون که غروب آن
هرگز حریف
تبسم های تو نمی شود
مجید رفیع زاد
من درونِ توام!
از من،
به کجا می گریزی؟!
غزاله غفارزاده
پرنده ی کوچک
به بام من بیا
آنقدر با من صمیمی شو که خودت از طاقچه ام دانه برداری
که وقتی نگاهم کردی بی درنگ بفهمی دلم گرفته است و برایم آواز بخانی
که وقتی دلت گرفت سر کوچکت را کنی در دستم و من تو را زیر بالم بگیرم...
به هر جا رو کنم جز عشق ازاو رد پایی نیست
به هر در میزند این دل به جز مهرش نمیبیند
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
زیبایی ات
مثال آفتابڱردانی است
ڪه عاشقانه
به هر طرف روی بر می گرداند.
پروانه فرهی۱۴دوصفر
غم هایت هرگز آنقدر بزرگ نخواهد بود؛
که در آغوش من جا نشوی..! :)
- کتایون آتاکیشی زاده
تمام نیازهایمان در همین جمله خلاصه می شود؛
کسی که بتواند تمام ما را در آغوش خود جای بدهد.
جسم به تنهایی کافی نیست؛ اگر روح و افکار من از حصار عشق او خارج باشد..!
- کتایون آتاکیشی زاده
مهر و محبتی که نثارت کردم؛
و لایقشان نبودی را،
پای صدقه می گذارم.
تو محتاج محبت بودی؛
به تو می بخشم، بلکه بلای دلشکستگی های آتی، از سرم بگذرد.
- کتایون آتاکیشی زاده