متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
تو آخر
چشم هایت می کُشد مرا
راز زنده بودنم
چشمان خمارت بود
خمار شدم از دیدن روی چو ن ماهت
عشق نفس کشید ،غمزه خرید
از نگهت !
پروانه فرهی( پرر)
نفس های آخر را می کشم
میان این شهر که هر لحظه اش برایم پاییز بود
بی حضور تو...
شیوا شیرمحمدی
چند روزی میشد که ازش خبری نبود
منم دیگه خسته شده بودم
از این پیگیری های یک طرفه،نه پیامی، نه سلامی، هیچ خبری ازش نبود. این بی خبری یک هفته طول کشید.
یه روز صبح پیام داد
سلام چطوری؟ تو معلومه اصلا کجایی؟
انگار دست پیش گرفته بود.
دلم می...
بعضی از آدما هستن که هرچقدر تاریخ بودنشون کهنه و قدیمی بشه حسمون بهشون تر و تازه تر میشه ...!!
اون آدمایی که وصل میشن دقیقا به
رگ سوم قلبمون و قسمت آرامش
روح خسته امون:)
و خب اون آدما زیادی قشنگن:)
میگفت چرا وقتی میدونی رابطه ات
بی سر انجام و منتهی میشه به پایان،باهاش ادامه میدی؟
گفتم چون حالم پیشش خیلی خوبه:)
گفت ولی این حال خوب آخرش
به گریه جدایی ختم میشه بازم باهاش میمونی؟
گفتم چون آرامش دارم پیشش میمونم:))
برگشت گفت واقعا نمیدونم چه حسی داری
و...
بعضی آدما میتونن به بزرگترین دارایی
تشبیه بشن...!!!
من، معتقدم برای یک انسان قلبش میتونه بزرگترین دارایی باشه ولی گاهی تو قلب ادما هم پاییز میشه و ادمای توی اون رنگ میبازن، میرن ،میان،میفتن و از سر گرفته میشن...!!!
ولی تو همون قلب،اگه بعضیا رو جزو ریشه بدونی دیگه چیزیشون...
وإذا سألوک من أنا ، قل نفس
الشخص الذی رأى الله فی عینی و اسلم
«و اگر از تو بپرسند من کیستم؟
بگو همان شخصی که خدا را در
چشم من دید و مسلمان شد»..♥️
در دلت جاگیر شدن
پایان تمام مناجات و شب زنده داری های من است :)
- کتایون آتاکیشی زاده
موهایت را دوست دارم؛
دام لبخند های من است.
نبودنت از من، چهره ای به جا می گذارد غمگین و بی تفاوت؛
و حضورت از من، شادترین انسان روی زمین را می سازد .
- کتایون آتاکیشی زاده
کودک گل فروش کنار خیابان را با لبخند نگاه می کنی؛
لبخند زنان با فروشنده خداحافظی می کنی؛
دوستانت را در آغوش کشیده و لبخند می زنی؛
به خاطراتی که جلوی چشمانت نقش می بندد می خندی؛
در خواب شیرینی که می بینی گوشه ی چشمانت چین می افتد ؛...
اگه باهم قهریم
اگه ازم ناراحتید
اگه حالتون خوب نیست
یا هر چیز دیگه ای
خواهش می کنم وقتی می خوام ببینمتون، همراهی کنید شده نیم ساعت کنارتون باشم.
من دوست ندارم آدم های عزیز زندگیم رو سر سوءتفاهم های چت کردنی از دست بدم.
من حس می کنم اگه...
و عشق همان تفسیرِ چشمان توست
آسمانی که جا کرده ای درون آن
و دریایی همیشه آبی
که موهایت ، موج هایی همیشه آشفته
-سردار
تا آمدی احساس راهم یادم آوردی
عطر وشمیم یاس را هم یادم آوردی
تا خواستم شعری بخوانم با خیال تو
آن لحظه ی حساس را هم یادم آوردی
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
بی تابم و از عشق دگر خواب ندارم من ترسم از آن بود که شبِ بی تو مهتاب ندارم.
----------------------
در مکتب حقیقت ،عشق است چون گدایی وداع ندارد این عشق آخر که بی نوایی
----------------------
بی دفایی را میان عشق تو آموختم صبر و طاقت را برای دوریت اندوختم ...
چه بهاری دلپذیری دارد هوایِ آغوشت
چه عطرِ دل انگیزی نشسته بر پیراهنم
آری بهشتِ من ، همان آغوش توست
✍ سردار
کاش گلهای روی پیراهنت بودم
آغشته بودم به بویِ تنت
✍ سردار