متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
سنگ باخت ، تا کاغذ بغلش کنه🥺
جنازه ی عشقی را بر دستانم تشیع میکنم که بدون او خود جنازه ای بیش نیستم
ببار بر سر دلم آسمان، تا درد بی کسی ام تمام درد های عالم را محکوم به بی دردی کند
ببار و نترس زین پس غریبه ای خواهم بود که عشق برایش دروغی بیش...
دمیده باز هم بوی محرم؛
شده جاری به هرجا اشکِ ماتم؛
گلِ احساسِ جان ها گریه دارد؛
همه، گُل دشتِ دل ها گشته دَرهم!
زهرا حکیمی بافقی، کتاب دل گویه های بانوی احساس.
هوایِ گریه باز از نو، در عِین است؛
تمامِ قامتم، از غم، چو غِین است؛
گلِ احساسِ جان گریان شده؛ چون:
عزای مردِ حق، مولا، حسین است...
زهرا حکیمی بافقی، کتاب دل گویه های بانوی احساس.
دست از سر غمگین دلم بردارید
از آجر این خرابه کم بردارید
من کاشیِ نازکِ دلِ سهرابم
اطراف من آهسته قدم بردارید
بهزادغدیری
مرا که هیچ مقصدی به نامم ..
و هیچ چشمی در انتظارم نیست را ! ببخشید !
که با بودنم ترافیک کرده ام !!
چه تنهاست تنم
که شب ها
سایه ام او را به آغوش می گیرد...
چه تنهاتر است سایه ام
کجاست سایه اش؟!
که او را در آغوش بگیرد...
سید عرفان جوکار جمالی
تنهایی
دست های لرزان من است
بعد از تو
هیچ عصایی
دلم را قرص نکرده......
محمدرضا سلطانی
تو چون پرستویی و...
ذوق رفتن داری
من بیچاره درختی ،
که عمری ست
به کوچ پرستو ها عادت دارم...
دست از سر غمگین دلم بردارید
از آجر این خرابه کم بردارید
من کاشیِ نازکِ دلِ سهرابم
اطراف من آهسته قدم بردارید
بهزادغدیری
وگریستم به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستم نوازششان کنم پژمردند...
نویسنده عطیه چک نژادیان
️از عقاب مجروحی پرسیدند: چرا اینقدر غمگینی؟
گفت: غمگینم که پشت تیری که به من شلیک شده پرهای برادرم است.
اگرچه دستت به خونم آلوده نشد،
فکر نکن می شود اسم قاتل را از روی تو برداشت!
آرزوهای من تو را نخواهند بخشید!
کتایون آتاکیشی زاده
پروکائین (۲۰ خرداد ۱۴۰۰)
عشق چیزی نبود که ما می خواستیم.
ما با هم بودن را می خواستیم!
اما با هم رفتن هم نصیبمان نشد...
او ستاره بود
و من آسمان
کدام آسمان بدون ستاره زیباست؟!:)