متن چشمانت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات چشمانت
دل من
از پیچ و تاب موهایت بالا می رود
بین چتری هایت مینشیند
در چشمانت حل میشود و دنیا را از دید تو میبیند
روی گونه هایت قدم میزند و با دستان نداشته اش ، اشک هایت را پاک می کند
دل من تمامِ تو را
عجیب دوست دارد...
مست چشمانت شده ام
مبادا بروی ساقی دیگران شوی...
آسایشم آغوشت بود
وسایه بانم، گیسوان بافته ات،
من از زلال چشمانت می نوشیدم ومفهوم تشنگی را نفهمیدم تا وقتی
آسمان دلم ابری وچشمانم از دوریت می بارید
و آه راه را برگلویم بسته بود...
حجت اله حبیبی
بی خودی...
چشم های لیلی ات هم قصه ی لیلی نبود
میلشان نسبت به من جز میل بی میلی نبود
من زیادی محو در رؤیای چشمانت شدم
ورنه تا مرز حقیقت فاصله خیلی نبود
خانه ی دل پایه هایش سست بود و غرق شد
ورنه سیل چشم هایت آن چنان...
وقتی که چشمانت به چشمم خورد
دست و پا را نه
دل را گم کردم
🖤
گفته بودی آرزویی نداری
اما از نفوذ چشمانت فهمیدم
آرزوهایت را محبوس کرده اند
تا دلخوش به سنگفرش خیابان باشی
بی خبر از اینکه رگ خوابت را
نشانه رفته بودند
من عاشق صدای توهست دوست دارم دستت رانگه دارم وباتوبخندم به چشمانت نگاه کنم وهرروزبه توفکرکنم