متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
«قدر دوستی را بدان، پیش از آنکه سکوت، جای گفتوگو را بگیرد و دلتنگی، جای حضور را.»
چه مژِگان بلندی!
وقتی پلک میزنی
پُلی در انتهای قلبم میشکند...
من همان سرباز مغلوبم که در میدان جنگ
تیرهایی را که بر دشمن زدم پیکان نداشت
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
عشق و سوزش عقل میسوزاند و کارش را تمام
بار را دل بُرد و بر تاریخ ما افسانه ریخت
در عشق بازی دلم گل پای هر دیوانه ریخت
تا که او هم گوی آتش را بر این گلخانه ریخت
روزی از پشت این شب تار
با یک بغل نور میپیچی
در بن بست تنهایی من
میدانم...
در بارشِ احساس
رویشِ یک شقایق میتواند
سروادی از سرور را
مترنّم سازد
تو اگه بتونی درکش کنی؛ راهِ ورود به قلبشو پیدا کردی:
نفسهایش
بوی تمشک میدهد
در چشمش
اناری ترک خوردهام...
.
تا تو در آغوشِ من گل نکنی،
این بهار، بهار نمیشود...
تو هیچ چیز عجله نکن.
وقتش که بشه انجام میشه.
بذار همه چى در جاى درستش قرار بگیره.
دست عاشق را گلم پروای مشتی خار نیست
برگِ نرمت خونِ من را ناجوانمردانه ریخت
زندگی شاد غیر ممکن است؛
بهترین زندگی که بشر میتواند به دست آورد،
زندگی "شجاعانه" است.
تکرار میشوم
در عاشقانههای هر نگاهت
در عارفانههای شام و پگاهت
آب، رویای صفای زندگیست
ناب؛ مانندِ دوای زندگیست
شهید
شورندهایست شوریدهحال
که رکعتان عشق را
از شط خون قامت بسته است...
شهید
شوریدهحالیست
که گلبوسه از لبانِ آتشینِ عشق مینوشد...
و گریستم،
برای ما که زندگی رو آغاز نکرده
پیر شدیم...
سیلاب چشم من شُست هر کوچهی این خانه را
یک عمر ریختم در دلم بارانِ بیبهانه را
آواره شدن در خیالت
نهایت آزادی است
در شبهایی که کوچه ها
بوی خون می دهند.
آسمان رقصکنان در گذر است در گیتی
هرچه پنهان شود آشُفـتـهتر است در گیتی