متن زمستان
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زمستان
چه نم نم می زند ساز نکیسا
حلول چله را در برف و سرما
در آغاز زمستان می نوازد
به عشق دختری با نام یلدا
اینجا دگر پائیز، رنگِ زردِ خود نیست
اینجا کسی دیگر به فکر دردِ خود نیست.
اینجا بهارش رنگ دیگر دارد انگار
همراه باران هم هوای سردِ خود نیست.
اینجا دگر آتش در اوج فصل سرما
پاسوزِ آن بیخانه ی شبگردِ خود نیست.
آخر چه کردی ای وفا با زندگی ها...
طبیعت سرد شده بود
بهار او را در آغوش گرفت
تابستان گرمایش بخشید
اما
کمک به طبیعت بهانه بود
این دو نفر او را کشتند!
ملحفه ای به نام پاییز بر سرش کشیدند
و هیچ کس نفهمید که
ملحفه نه! خونِ طبیعت نارنجی بود!
در مهلکه ی فصل ها
زمستان...
وقتی که نیستی؛
دلم،،،
اسیر زمستان ست...
♥
کاش ،
با دست هایت،
-- کمی بهار بیاوری!
لیلا طیبی (رها)
زمستان باشد یا پاییز
فرقی نمی کند.
اگر،،،
دوست داشتن،
به جان درخت بیفتد؛
چهار فصلِ سال شکوفه می دهد!
(زانا کوردستانی)