شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
گذر عمر
عاشقانه باید گفت:
عاشقانه باید زیست...
که پشیمان نشوی
عمر سفر کرده نیاید به گرانی
موهای پریشانم،
دینت را به مخاطره انداخت؟!
...
وجدان خفته ات چه؟!
تلنگری نخورد چرا،
--از شکم گرسنه ام؟!
(رها)
گره به گره وُ
رج به رج
دخترک،
بالا می کشید قالیِ دار را،
نکند کوتاه شود،
--دارِ آرزوهایش.
(رها)
قلب من
دنبال نگاه تو است
بی دلیل
در قلب منی
وقتی که شکوفه های بهاری بر روی زره دشمن فرود می آید
تصویر خویش را بر روی تیغه ی شمشیر می نگرم که مرا به سوی مرگ سوق میدهد تا آزادی مرا در آغوش خود خفه کند.
غروبهای سرخ
گم می شوم
در کوچه های دلهره
منتظر غروب تنهایی ام
می بافم
خیالت را
چون پیچکی
که بافته شده بر اندام خاطراتم
و صدای پای عشق
می پیچد
در کوچه تنگ و باریک دلم
بهار من
اگر باشی
باتو زیبا میشود
بازم بهار لحظه هایم
هیچ توفیری ندارد
چه رو به آهن و سیمان باز شود
چه رو به درخت و دریا
من از بسته بودن پنجره ها
-بی زارم!.
(رها)
سکوت می کنم اما،،،
چشم هایم،
-[هنگامِ دیدار]
حرف های تلمبار شده ام را
خوب بازگو می کنند!
لیلا طیبی(رها)