شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
چه کسی میداند ک تو در پیله ی
تنهایی
خود تنهایی
چه کسی میداند ک تو در حسرت یک
روزنه
در فردایی
پیله ات را بگشا
ای عزیزه یگانه قلبم
تو ب اندازه ی پروانه شدن زیبایییی🌹
ای ک از عطر دل انگیز بهار تازه تری...
یعنی از قصه ی دلتنگیه من باخبری...؟!
مثل مهتاب ک از خاطر شب میگذرد....
هردم آهسته از آفاق دلم میگذری......🌹
عاشق صاحب چشمان سیاهم که تویی
فاش نکنم من همه دار و ندارم که تویی
من عطش دارم از آن چشم خمارت نگهی
می خرم ناز دو چشمان خمارم که تویی
من که از ماه نگاه تو جهان را نگرم
قامتی خم شده من شاهسوارم که تویی
ای غزالی که...
دوباره عشق زد جوانه دوستت دارم!
همیشه گرم و بی بهانه دوستت دارم!
خدای من شدی و می پرستمت با شعر
ببین! ببین چه شاعرانه دوستت دارم!
◻ شاعر: سیامک عشقعلی
ستاره های شبی. ماه می شوند
کم کم ترانه های دلی، آه می شوند
دلواژه های سِحر شبانگاه می شوند
گویی تمام کوه غم روی سینه ای
مثل سبکترین پری از کاه می شوند
حال و هوای ثانیه ها بسکه دیدنیست
پروانه های لحظه دلخواه می شوند
آنجا هجوم شوق...
من چو با عشق تو مستم بسمه
من چو دل را بتو بستم بسمه
من زغمها همه دورم چو ملال ؟
اینکه من با تو نشستم بسمه
این تناقض را که میبینی فقط در ظاهر است...
عاشق و معشوقه بِسیار،عشق امّا نادر است!
ع.موسوی
بنویس قلم
بنویس قلم! فرصت خاموشی نیست
امروز تورا وقت فراموشی نیست
چون تیغ بزن ریشه ی بد خیمی را
بنویس دگر موسم سرپوشی نیست
دیدیم فروپاشی خود را یک عمر
امید به ذره های همجوشی نیست
هرچند مدارمان به حسرت طی شد
ماندیم غریبانه که آغوشی نیست
بی عشق...
دردم دوا کن
بر در میخانه من کردم نگاهی
دیدم آنجا عاشقی رو به خدایی
گفت ای معشوق من تا کی جدایی
من که تنها مانده ام بر این دوراهی
خانه و کاشانه را کردم فراموش
آتشم خاکسترم را کن تو خاموش
حال و روزم را ببین دیوانه گشتم
چند...