شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
بیا به منظرِ چشم های منتظرم
بهار تازه و مرطوب را نظاره کنی
دوباره پلک بزن در نگاه ساکت من
که آسمان شبم را پر از ستاره کنی
اگر تو خواسته باشی فدای چشم تواَم
نشسته ام که به سویم فقط اشاره کنی
ببار بر منِ پاییزی ای هوای لطیف...
تو تنها نیستی بانوی خوبم!
حقیقت هرجا باشی کوهه پشتت
زمین پیش وقارت سجده کرده
کلید زندگی داری تو مشتت
کی گفته تو کمی؟ باور ندارم!
بزرگی! مثل دریایی همیشه
تو لبخند آفریدی رو لب عشق
خدای دوم مایی همیشه!
در اوج روزهای بی طراوت
تو زیبایی رو بی اندازه...
ای نازنینَک دلبرَک، سنگین دلَک، سیمین بَرَک
در جانکَم تو خوشتری جانم فدای جانَکَت
ارس آرامی
تا شب نروی روز به جایی نرسی
این جاده به رفت به دیار بی کسی
میخوام دنیا نباشه وقتی تو پیشم نباشی
دلم وصله به جونت تو نخواه از من جداشی
بدون تو دیگه این زندگی معنی نداره
تو رفتی و چشای من برای تو میباره
غم تووو یادگاره
بیا برگرد کنارم من که یاری ندارم
بیا برگرد بمون تا بدونی بی قرارم
تو از...
دنیای من، یک روز هم
درگیر آرامش نشد!
لعنت به رسم زندگی
وقتی که تاست شش نشد!
شاعر: سیامک عشقعلی
خسته ام! خسته تر از خستگی و پانشدن!
گور دردم! پرم از غربت و پیدا نشدن!
مثل یک قطره که عاشق شده در چشمه ی آب
می رسم آخر هر قصه، به دریا نشدن!
• شاعر: سیامک عشقعلی
گل اگر روی تو بیند به خدا خواهد مرد
ماه اگر چشم تو بیند به زمین خواهد خورد
چون به زیبایی تو هیچ ندیدند به جهان
برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد
...
بهزاد غدیری شاعر کاشانی
اگر عشق تو را باور نمی کردم چه می کردم
آه و ناله از جفایت سر نمى کردم چه
سزایت دل بریدن نیست پامالت کند عشقم
چو ابراهیم با آذر نمى کردم چه می کردم
به فتح باب دل چون باب خیبر سخت کوشیدم
تلاش و جنگ چون حیدر نمى...
نخورده نان و ندیده شراب ، می گذرد
زمان بدون تو با اضطراب می گذرد
پیاده ها همه تعظیم می کنند به او
سواره ای است که پا در رکاب می گذرد
کنار تو گذر عمر را نمی فهمم
ولی جدا از تو در عذاب می گذرد
برای تا تو...
من طاقت درد نبودت را ندارم
با مرگ شد این غم برابر، بی تو هستم!
می بوسمت! می بوسمت! از دور حتی
این روزها، یک جور دیگر، بی تو هستم...
شاعر: سیامک عشقعلی
انقلابی که شدی رهبر آن، فاجعه کرد
نام این حادثه را گفت کسی، جنبش عشق!
دین چشمان تو را که شنید، عاشق شد
من مسلمان شدم از درک همین ارزش عشق!
مرز احساس مرا، خوب شکستی در هم
امپراتور تویی! هر قدمت ارتش عشق!
شاعر: سیامک عشقعلی