شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
غرق خیال
در خیال تو شبی را غرق تماشا شدم
باز آنجا همه تن شعله شدم درد شدم
به فضا نعره زدم داد زدم تا دم صبح
به نوا گریه شدم شاد شدم بیدل و بیجا شدم
شدی در جان من و لیک نبودی به کنارم
در غم عشق تو...
«خوش بین»
به تو من خوش بینم
مثل شعرهای سپید ، که نگفتم
یا دو بیتی ها که هرگز نسرودم
تو اگر خسته ای از اشعارم
لحظه ای درکم کن
فرصتی ده نفسی چاق کنم
تو به من خوش بین باش
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
در رود و تشنه یک آب رحمتم
در جام ازل ریخت ملک آب معرفت
من در عروجم و بی بال و راحتم
توی موج موی تو گم گشته ایوان دلم
من همان ساحل شدم دریا تویی پایاب من
پس نمک بردل بزن دوری کن و آتش بزن
من که در آن توام آن توام ای یار من
هر که درین بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند
پس بخوران بر من مسکین رند
طعم لب و جام حیات و سعد
اهل خرابات و شب و اشک و دل
درشب و ظلمات ،رکوع و سجود
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
سوی من می آیی و این دل هوایی میشود
یاد آن عهد شب و روز جدایی میشود