متن دیدار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دیدار
از شوق لبریزم برای دیدن یار
هر لحظه در فکر توأم در فکر دیدار
کی می رسد آن لحظه و کی می رسی تو
در کنج آغوشت برایم جا نگهدار
تو نازنینی ناز خود را می فروشی
من عاشق تو هرچه نازت را خریدار
یک شب بیا از صورت من...
اگر چشمانت به دریایی از خون تبدیل شد ؛
هیچ نگرانِ دیدارِ یار مباش ...!
من هم اینجا برای وصالت ،
سال ها خون دل خورده ام !...
سکوت می کنم اما،،،
چشم هایم،
-[هنگامِ دیدار]
حرف های تلمبار شده ام را
خوب بازگو می کنند!
لیلا طیبی(رها)
شکوفه می دهد
در بهار عشق
انتظار دیدارت
شبونه هوات افتاد به سرم
مگه تو هوا هم هستی؟
پیدا شو ای مرهم بر زخم پنهانم
تا صبح دیدارت بیدار میمانم
اوایل فکر میکردم در من گم شده ای
و اگر پیدایت کنم به تو خواهم رسید و دلم آرام خواهد گرفت
اما اکنون میفهمم تو در من حل شده ای
عشق تو تمام من است
و من از دیدار اول ، در وصال تو ام!
نویسنده: کتایون آتاکیشی زاده