متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
ظاهراً ایمان من در حلقه ی چشمان توست
هر دمی پلکی زدی کافر به دین خود شدم
برده ای عقل و به جایش تو جنون آورده ای
من در این عمق نگاهت از خودم بیخود شدم
بهزاد غدیری
شاعر کاشانی
در این دنیای بی در
که پیکرش ویرانه ای ست
بر قامت خمیده ی تنهایی
میان وارفتگی های درهم روزگار
از آن کهنه زخم تنیده در پیله
حرفی نیست
وقتی نگاهم یک دنیا فریاد است
اما ...
جوانه می زند
بذری که دست دعا و مهر خدا
در خاک گلدان...
عشق اهورایی
ای باد !
ببر قصه ی تنهایی من را
تا یار بداند
غم رسوایی من را
چون قاصدکی نامه رسان شد
گویم برسان
شعر پریشانی من را
چون یار خیالش شده آسوده ز عشقم
با قافیه ی تلخ بگو راز
شکیبایی من را
من نیز اگر ساکت و...
فصلی دیگر در زندگی ام ظهور میکند
بعد از رفتن زمستان بهار عبور میکند
اطاق سرد و تاریک تنهایی ام را
پر از موسیقی و امواج نور میکند
تمام غم هایی که یخ بسته در جانم
تبدیل به رود در خاطره دور میکند
دوباره باور باغ وجودم سبز می شود...