متن عطر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عطر
چهل سالت شده:
یه روز وقتی پشت چراغ قرمز داری به یک دختر گل فروش لبخند میزنی و پسربچه ها رو از شستن شیشه ماشینت منع می کنی
یه عطر آشنا...
یه نگاه از دور...
یه لبخند شبیه به...!
یکهو با رایحه همون عطر مثل کپسول زمان پرتاب میشی به...
یادمه انقدر به عطر موهاش معتاد شده بودم که وقتی رفته بود
دوس نداشتم نفس بکشم
ادمی چه موجود ضعیفی است ...
همه میگن که از سرت می پره بزار زمان بگذره
کاش بودن و میدیدن بعد سال ها
که هنوز عطر مشابه اش تو کوچه پس کوچه های این شهر میشنوم
ناخداگاه دلم می ریزه
جان کندن یعنی
عطرها بمانند
وبچسبند
به خاطراتت.
از بار اولی که دیدمت، زیباتر بودی!
من سر تاپای وجودت را با عشق تماشا میکردم..
باز آن روسری که بر روی آن، غنچه های فیروزه ای کاشته شده بود، روی سرت گل کرده بود...
خنده های پر از شیطنتِ روی لبانت، بر لبان من نیز نهالی از جنسِ خنده...