متن عشق تو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق تو
عشق تو در قلب من پیوسته طنازی کند
رازهایی در دلم سربسته طوفان میکند
من اگر عشق تو در کنج دلم جای میداشت
بجز از روی تو چشمم به جهان کورش باد
نه رگ، نه خون
که هر سلولِ من
از نامِ تو میسوزد
و هر تپش
آوازِ عشقِ توست...
و عشقِ تو ..
مثل گلِ یاسِ، حیاطمان می ماند
که هر صبح
از عطر آن مست میشوم
چشمهایم را می بندم، نفس
میکشم تو را
بویت هوای ریه هایم را تازه میکند،
و من
پُر می شوم، از عطرِ
دوست داشتنت .... !!!
باور کن محبوبم؛
هر کارى از دست من بر مىآید
فقط کافیست که دستانت
در دستان من باشد...
عشق تو..،
شروع ویرانی قلب و دل ماست.
"بارانی از عشق"
در هوای دلتنگی،
عشق تو بارانیست که میبارد،
و من، خاکی تشنه که هر قطره را
با اشتیاق در آغوش میگیرم...
"سوز دل"
عشق تو در من شعلهای است،
که هیچ بادی توان خاموش کردنش را ندارد،
و هر نگاهت، آتشی تازه در دل من میافروزد...
"منو عشقم"
در دل شبهای پرستاره،
به یاد تو سحر میکنم.
با هر تپش قلبم،
نامت را صدا میزنم.
ای عشق بیپایان من،
تویی تمام امیدم.
در نگاهت گم میشوم،
با هر لبخندت، زنده میشوم.
چگونه بدون تو باشم؟
وقتی قلبم در دست توست.
با تو به آرامش میرسم،
در...
بهارم، با تو پرمهر و وفا هست؛
سراسر، شور و دنیای صفا هست؛
درونم، عاطفه، گشته، شکوفا؛
و احساسم، به عشقت، مبتلا هست...
دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست،
در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست،
با عشق تو شب را به سحرگاه رسانم،
بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست،،
با عشق تو از هردو جهان آزادم
ویرانه که نه یک وطنِ آبادم
هم جان وتنی و هم تنم را جانی
در پای تو با شوق دل و جان دادم
بانوی کاشانی
اعظم کلیابی
تو مثل چای داغی در دل سرمای بهمن ماه
همان حال خوش همراهی و پیمودن یک راه
ندارم چاره ای ، افتاده ام در دام عشق تو
شبیه یوسف مصری گرفتارم میان چاه
سجاد یعقوب پور
فلسفه ی وجود من ، عاشقی و فدا شدن
عشق تو شد بهانه ی این همه های و هوی من
سجاد یعقوب پور
جایی نرو! بچرخ فقط در مدار من!
ای ماه…! ای ستاره ی دنباله دار من
باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
هر کار می کنم که تو باشی کنار من
دادم عنان زندگی ام را به عشق تو
از اختیار عقل گذشته است کار من
چون سنگ کوچکی ته...
دوباره از تو سرودم نگو که بیزاری
از این نوشتن گل واژه های تکراری
تمام ، حرف دل است اینکه با تو می گویم
به حُرمَت قلمم دل بده به اقراری
خیال و واژه ی شعری ردیف حال منی
قسم به جان غزل حس وحال اشعاری
اگر چه خواب پریشان...