شعر عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر عاشقانه
دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی
از حنجرهٔ عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی
بر شاخهٔ گل بوتهٔ تن تا نفسی داشت
دل قُمری یاهوی تو بود و تو نبودی
بر گونهٔ من...
حریفِ بازیِ عشقم، دلی بلد دارم
اگرچه گاه هم اخلاق های بد دارم
ولی به خاطرِ آن بیست سال بی عشقی
چه انزجارِ عجیبی از این عدد دارم
مگر تو رحم کنی، چون برای این دلِ نو
چقدر شوق که از راه می رسد دارم
به گفته ی دلِ عاشق...
خوشا شعری که در وصف نگارین یار خود امشب سرودم
نوشتم با طلا بر قلب خود حک کرده چون جانم ستودم
ارس آرامی
باز چه خنجری به قلبم میزند اگر بگویم هنوز دوستش دارم؟
من از کشته شدن میترسم
اگر قرار است بعد از آن نفس بکشم..
مأوا مقدم
زیباست به قدری که دلم رفته برایش
رد می شود از کوچه ی ما عطر هوایش
آهوی نگاهش شده صیاد غرورم
هم قیمت جان است ولی ناز و ادایش
هوش از سر من رفته که این بار بچینم
یک بوسه از آن غنچه ی لب های بلایش
ای کاش که...
برکه آبی پا به آهم، ماهرویم می رود
آه! می بینم به آهی آرزویم می رود
«گندم از گندم بروید» وای بر من پس چه شد؟
هر سپیدی می نویسم شاملویم می رود
من مترسک، من گُنه کاری که جرمش عاشقیست
دوست دارم گندمت را، دار سویم می رود
فرق...
وقتی رفتی
نگاهم در نگاهِ آخرین برگِ ارغوان یخ زد
وقتی رفتی
حیاط ماند و حیات رفت ...
آرمان پرناک
در پریشانی موی فر یار
در هراسانی چهره اش بی اختیار
دل سپردم دل که بردش بی رحم
گیر کرد دلم به مویش در خم
ناگهان سر داد فریاد عقلم
به سطوح آمددگر او کم کم
وای ای دل که تو خاموش باش
کم بگو باشی برایم ای کاش
دل...
پایان سبز ماجرامی تو
خانم خوب شعرهامی تو
هرچی که دارم مال چشماته
می پرسن و میگم خدامی تو!
تو اومدی با ماه، با خورشید
قلبت به رویاهای من تابید
با تو به قدری خوب شد حالم
حتی زمین با شوق من خندید!
با تو همه جای جهان خوبه!
هر...
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز /
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست...
هوشنگ ابتهاج
آیینه رویا
آه از دلت، آه...
(حافظ)
گرم یادآوری یا نه،
من از یادت نمی کاهم،
تو را من چشم در راهم
تنت سرشار از عطر گل یاس
نگاهت غرق عشق و شور و احساس
نسیم عطر مویت گاه دیدن
دلم را میبرم تا اوج احساس
نفسم باش مرا چون تو کسی نیست گلم
شهر خالیست مرا هم نفسی نیست گلم
حافظ از حال من سوخته آگاه تر است
زده ام فالی و فریاد رسی نیست گلم
نیست حتی پر و بالی که به سویت بپرم
آسمان بی تو مرا جزء قفسی نیست گلم
کیمیایی و...
شیرین من! ای دلربا! ای خوب دلخواه!
خانم! ای کاشانی زیباتر از ماه!
یاس امین الدوله باشم کاش هرروز
وقتی که می آیی تو با لبخند از راه...
خوشبو کنم حال و هوایت را به شعری
خان دلم هستی و من یک رعیتم؛ آه!
زیبایی ات از حسن یوسف کم...
قدم های معصومانه ات
نشان از سیاست توست
تحریمت میکنم
اگر کسی را بخواهی
از امواج گیسوی پریشانت پیداست
جغرافیای طویل، پر از آشوب است
من در وصال تو
از آرام می گذرم
بگذار محکم
در آغوشت بگیرم
چو ایران در آغوش آمریکا
تو هم دورم بگرد
چون قایق ایران...
کس مثل تو اسطورهٔ شیرین دهنی نیست
همرنگ لبت هیچ عقیق یمنی نیست
پوشانده تنت را شب موی که یقیناً
کوتاه تر از پیرهن ترکمنی نیست
دریاچهٔ آغوش تو آرام که باشد
در ذهن چه کس وسوسهٔ آب تنی نیست؟
کارم شده در شهر بگردم و بگریم
دیوانگی هیچ کس...