شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
رفتی چون تیر وکمان شد
از بارِ غم پیکر من
که داند بجز ذات پروردگار
که فردا چه بازی کند روزگار
👌غزل آواز
چه خوش باشد شبِ آواز باشد
نوایِ نی صدایِ ساز باشد
بخواند یک غزل استاد ایرج
کنارش پنجه شهناز باشد
وَ یا چهچه زند استاد گلپا
کسایی با نِی اَش دمساز باشد
چه گرم ودلنشین خواند شجریان
اگر پایور وِرا همراز باشد
وَ یا چون افتخاری خوش بخواند...
چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتت
سخت کردی روزگارم با شکستت
گرچه این دیوار دنیا تنگ کردی!
من گلی بر آب دادم جنگ کردی؟
از چه باران می زند بر بام دل ها
داغ گل دیدم شدم تنهای تنها
گر صدایم می زدی نایی شنیدی؟
بیش از اینها درد رسوایی...
چه کنم؟
بی درد و بلای تو دوا را چه کنم
ناز تو و دلبری بلا را چه کنم
وقتیکه جهان به عشق تو می گردد
حال خوش لحظه دعا را چه کنم
گیرم که فراموش تو شد خاطره ای
شیدائی جان مبتلا را چه کنم
بیمار تو بودنم مگر...
کِی کسی خواست دل شاعر ما را بخرد؟
مُرده شور، دل دیوانهٔ ما هم ببرد!!
هر کسی را که سر شب به دلم جا دادم
نصف شب خواست ز دیوار دل ما بپرد
دلبری را که به خون جگرم پروردم
گرگ شد خواست دل برهٔ ما را بدرد
ترکمانچای بشد...
حاجت روا
پس می دهم تقاص دلم را به پای تو
جان می کَنم به جان تو در ماجرای تو
دلبسته ام به جرعه ای از شوکران ولی
افتاده ام به دامن چون و چرای تو
اینها که گفته ام به فدای سرت عزیز
دیوانه ام به خاطر زلف رهای...
مادرم
مادرم آنزمان که کودک بود
روی پایش یکی عروسک بود
آنکه عشق و عزیز مادر بود
ریزهِ میزهِ تمیزُ کوچک بود
♡○○.○○○
آن عروسک مکان ایمن داشت
یک بلوز قشنگ بر تن داشت
بین دستان کوچک مادر
سرنوشتی مشابه من داشت
♡♡○.○○○
روی پایش تکان تکان میداد
آسمان را...