شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
پدرم،،،
شاعر نیست...
گرچه از اوج غزل آگاه است
شعر او موی سپید،
شعر او؛
یک تنِ رنجور وُ؛
نحیف!
خسته از تنهایی
سال ها بی مَحرم!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
بیایید سال نو را سال شادی ها بنامیم
زدردورنج وغم فارغ بمانیم
بیایید صخره ها را درنوردیم
بیایید تا به دور هم بگردیم
بنامیم سال نو را سال شادی
بسان کودکان مشغول بازی
بیایید قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه زیکدیگرنمانیم
بیایید عقده ها از دل بشوییم
بیایید تا زخوبیها...
زمانی عید نوروز عالمی داشت
درختان گل و پرمیوه ای داشت
زمانی عیدها باصفابود
میان مردمان مهرووفابود
زمانی چهارشنبه. سوری بیخطربود
پریدن روی آتش مختصر بود
زمانی مردمان یکرنگ بودند
به دوراز حیله و نیرنگ بودند
زمانی شب نشینی ها بپابود
محافل ،گرم اما بی ریا بود
زمانی عاشقان نایاب...