متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
باران که می بارد
دلم غمگین می شود
می روم
به کجا نمی دانم
من بغض میکنم
آسمان گریه...
زهرا نمازخواجو بیتا
خوشبختی حرام اعلام شد،
روز تولد من در گوش سرنوشت....
دستانم گرم است
تنم مبتلا به خلسه ای تاریک...
چراغ روشن است
چتر ما آسمان و
آسمان هم که بارانیست
در گیرِ یک احساس پابندیم
رفته ایم و کسی ندانسته ست
کی ؟ کجا؟ با که ها؟ رفتیم!
تو
بذر دیگری بپاش ، باغبانِ هستی بخش
ما بذر های عبث...
با زندگی کردن دریافتم
به هر میزانی که بخندی،اشکت در میاد
یه جور تلخ ارومم
جهان مثل درختی توی پاییزه
که برگاش از غم دوری برای دلبر زیباش میریزه
زمین اغشته از برگه
که شاید دلبرش با ناز
ولش کن
حوصلم بد جور لبریزه
امیر نوشت🖋️
اندوهم را از چشمانم بخوان
حرفهایم را از بغضِ جامانده در قلبم
و من خود زخم فراموش شده ای هستم، که آن را در پشتِ پرده ی لبخندم پنهان کرده ام
و قسم به اندوهی که زبانم را لال کرده، هرگاه آزرده و محنت زده ام، قلم بدست گرفته و...
دیشب گرسنه بود ، دختری که مُرد
چه آسان به خاک پس دادیمش
و همسایه اش زیارتش قبول.... دیشب از سفر رسید ،
مکه رفته بود!