متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
فصل خرمالو رسید
فصل بوسه های باران
و چترهای خیس
بیا با قدم هایمان
به استقبال برگ ها برویم
بیا ما هم
بوی باران بگیریم
مجید رفیع زاد
مُهرِ سنگینی دارد !
روی تمام نامه های عاشقانه می زند
مادر بزرگ می گوید:
عشق بدون اندوهِ پائیزی امکان ندارد!
نامه های عاشقانه ای که سکوت می کنند
و هیچ گاه به مقصد نمی رسند
نامه های عاشقانه ی گمشده ای که
بوی باران می دهند
بوی نَمِ روی...
دور از رخت دل من تاب توان ندارد⚡
بی شور بی ضمیرم شعرم بیان ندارد⚡
این قلبی که شکستی اصل صاحبش
تو هستی✍
گفتم که خلق بداند عشقم نهان ندارد⚡
پنهان کردم عشقم را تا تو از من نرنجی 💙
حیف ندانستی گفتی دردت درمان ندارد⚡
گفتم گهی دلگیرم انگار...
در مستی خماری من هجران تو دارم
دور از تو دردمندم جز تو درمان ندارم
تو درد من نخواهی زودتر بگو چه خواهی
من پرتوئی از جانم تو جان جانی یارم
فلسفه عشق سعید هجران
•♥️•
کودکِ روانپریشِ هم زیست گر، نام یک بیماری روانی در کودکان است.
کودکی که نمی تواند رشد روانی سالمی داشته باشد و از ابتدا قادر به شناخت دنیای بیرون خود به کمک دیگران نیست .
او تنها یک تصور از دنیای بیرونی خود دارد؛ مادر!
مادر یا والدی که...
یک امروز را ناخوش احوالم؛
همین یک روز را برایم کسی باش،
که تمام عمر برایت بودم..!
- کتایون آتاکیشی زاده
یک بوسه فقط فاصله است
تا تن من با تن تو
تا یکی شدن،تا در آغوش هم
تا ابد مردن
فقط یک بوسه فاصله
تا زنده شدن شوق استخوان هام؛
با سماجت انگشتانت،
در لمس مدیترانه ی موهام،
یک بوسه فاصله،
تا گل دادن فصل پنجم احساس،
در پیوند لب...
پرستو در بند
پرستوها همه رفتند، یکی مانده در بند
پر و بالش شکسته، نیمه جان پای در بند
به امید رهایی میکشد پای لنگ لنگ
میزند بر هر گره نوک، سر و بال و چنگ
میکشد بر هر طرف این دام را
کند خویش آزاد، رهَد این فرجام را...
به امید آمدنت
نفس می کشیم
دور ازتو
ویترین این سال
چهار فصلش دلتنگی ست
صیدنظرلطفے(صابر)
می خواهم این بار
طلسم را بشکنم
روزه ی
نگاه بگیرم
و
با لبخندت
افطار کنم
پروانه فرهی(پرر) ۹۶/۹/۱
آن شب کہ جام چشم هایت رانوشیدم چنان مستت شدم کہ فراموش ڪردم خداے من تونیستے..!
نگین رازقے
یک روز که دور نیست
به سینه می فشارمت
آنقدر که استخوان هایت
در سینه ام حل شود&
و با هر نفس کشیدنت...عطری از دوست داشتن
در فضا پراکنده شود&
یک صحنه درام رمانتیک
با اغازی از بوسه^
atefeh.mokhtari
آغوشت را،،،
به آغوشم گره بزن؛
محکم تر از همیشه!
♡
بگذار ناگسستنی باشیم!
لیلا طیبی (رها)
نگاهت شروع زندگی بودو رفتنت پایان آن..!
نوشته:نگین رازقی
رویای شیرین حضورت
همیشه به قلبم سنجاق است
اما ، هر زمان که ساعت
نبودنت را اعلام می کند
دلم آشوب می شود
بیا که لحظه ی بودنت را
احساس می کنم
آمدنت به قلبم الهام شده
بیا تا لحظه هایم را
با تو نفس بکشم
مجید رفیع زاد
بدرقه:
لب هایت
به گاهِ رفتن
گُلِ بوسه را می جست
و چشم هایت
ناتمامیِ نگاهش را
به نظاره نشسته بود
من بودم
و ابهّتِی از بهت
در واپسین نگاه
ناگاه
ژرفای دلم
تا مرز انفجار لرزید
جنونی سخت
تپش های قلبم را
درهم پیچاند
و التهاب سینه ام را...
روزی دلِ من ساکنِ گُل شهرِ هنر بود
در عاطفه ی نبضِ دلم شور و شرر بود
در سینه ی من مِهرِ وفا بود درخشان
گنجینه ی دل معدنی از دُرّ و گهر بود
امّید دمادم به درونم شده جاری
در باورم از بارشِ احساس، اثر بود
دنیای دل از...
دلم می خواهدت؛ مانندِ وقتی
که نبضت در درونم پلک می زد
تمامِ قطره های حسّ دل را
چو مروارید، روی سِلک می زد
***
همان وقتی که احساست، دلم را
به مرزِ شورشِ رویا رسانید
جنونِ موجِ بی تابِ عطش را
به ژرفای دلِ دریا رسانید
***
به یادِ...