متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
امان از زلف مشکینت.
که میگیرد ز تن، جان و دل و دین را.
خسته ام، دیوانه ام، درمانده ام.
جز آن سیه چشمان تو، نیست درمانی مرا.
چشمات یه کاری داد دستم.
که غیر از تو ز کل این جهان خستم.
همچنان ایستاده منتظر خواهم ماند
حتی اگر هیچ وقت نیایی ...
تو آن غزالی و من، شیرِ مستِ پا بَسته
که از تو میکَنم اما ، نمیروم هرگز...
مست و خراب تو شدم،
وقتی چشمان تو را نوش نگاهم کردم.
بی تو بعید است،
جان سالم در ببرم از این همه دلتنگی.
ای عشق بترس از دل دیوانه که روزی
بیرون بزند آن رگ شهریوری ما هم
مهم نیست که من کی هستم
من رو از روی کارهایی که می کنم میشناسند
به وسعتِ ویرانیِ دلم بنا کردی...
که عشق، خانه که نه، آسمان میسازد
اگر گردِ کسی بسیار گردی...
اگر چه بس عزیزی خوار گردی!