متن انتظار بی پایان
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات انتظار بی پایان
آخر دنیا
یک لحظه صبر کن! به تماشا نشسته ام
دنبال کیستی تو؟ من اینجا نشسته ام
رودی که در هوای تو مانند ماسه ها
عمری به شوق ساحل دریا نشسته ام
تو در کنار زنبق و نسرین و نسترن
من در کویر واهمه تنها نشسته ام
گفتی بیا، به...
محدثه جانم تو خودت خوب می دانی
بیتو هر روزم پر از غم و اندوه،
چشمهایم تورا جستوجو میکنند،
صدای تو را در سکوت میشنوم،
اما تو نیستی، و من در این تنها میمیرم.
دست به دست باد دادم
که بیاورد نسیمت را،
در زمانهٔ سکونِ لحظههای پرالتهاب
ابرهای خسته رفتند
ماه اما برنگشت
شب فرو ریخت
و ستارهها نامت را زمزمه کردند
بیآنکه تو باشی...
قسمت نشد قسمت شود قسمت ما آغوش او
تا به کی شوق تماشایی تو.،
حسرت بشود بر دل ما.
در آسمان بیانتها دنبالت میگردم😪
بی خبر از حال مایی،
آخر به کدامین بهانه..؟
ای که هرگز نروی از یادم،
تو مرا نیز به خاطر داری؟
همچنان ایستاده منتظر خواهم ماند
حتی اگر هیچ وقت نیایی ...
در تقویمِ کهنهٔ رویاها
برگهایی هست
که هرگز ورق نخوردند—
شاید از ترسِ حقیقت،
یا زخمِ تکرار...
باد،
با انگشتان نامرئیاش
بذر آرزوها را
در بیابانِ فراموشی کاشت،
جایی که حتی سایهها
ردی نمیگذارند.
چشمانم،
دو فانوس خاموش
در طوفانِ بیپایانِ انتظار
هنوز...
نوری از فردا را جستوجو میکنند،
بیآنکه...
هر بار که گفتم گذشت
گرفتار دیگری شدم،
زندگی گذشت ندارد،
آمده ام که هی مبتلا شوم..!
دوسم نداری
دل من، سرزمین بیبهاری شده است،
جایی که خورشید بیرمق پشت ابرهای سنگین خاطرات جا مانده است.
عشق تو، روز گرم تابستان در آغوش میکشید،
اما اکنون سکوتی سرد در میانمان ریشه دوانده است، گویی پاییز بیرحمی بر گلهای امیدم باریده.
اگر قرار است دیگر نام من در...
قــول دادی که بـیایی و بمانی پیش من
پس چه شد یار دل آزارم، دلم آزرده شد
چرا سهم من از تو،
فقط چشم انتظاری بوده و هست.
هیچ می دانی
که بی تو
در کوچه پس کوچه هایِ دلتنگی
مدتهاست
پرسه می زنم
و با سایه های غم گرفته ای که
نگاهشان بی قرار است
هم قدم شدم
تا اینکه قامتِ بلندِ آرزوهایم
بی آنکه تو بدانی
از این همه دلشورگی و تشویش
خم شد
و تو...
من شنیدم این سخن را از همان لب های تو:
آمدم یارم شَوی
امید و همراهم شوی
من که جانم را فدایت میکنم تا وصله ای از من شوی
تو فقط لب تر کن جانان که هم جانم شوی
حال کجایی تا که بینی بعدتو بی جان بی جان ماندهام؟
کاش که تا ذوقی برایم مانده بود می آمدی...
توشبیه کوچه ای هستی که به دریا میرسه…