بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
و من
روزی
خواهم رفت از خاطرت
آن روز دیر نیست.
صبـح چشمـــان خمـــار تـــو
چشیــدن دارنـــد...
آغوشتـــ
آرامش محض دنیای مـــن است...
وقتی خیلی آنلاینم یعنی زندگی اصلا خوش نمیگذره.
پرستش چشمان تــو تنهـــا گناهــم بود...
از عشق
تــــو
شیرین
شـــده
کــام
مـــن...
کــاش دلــش قصـد وصــل مــا کنــد.
کــاش...
جهان مرا شکسته است… و من حتی فرصت نکردم ببینم چرا.
«همهچیز را پذیرفتهام، اما همچنان غمگینم…»
دلتنگی هایم،
آغوش تو را بهانه میکند...
بدجـــور
به نداشتنت
مبتلایــم...
شب شعـــرم
سیه چشــم
تـــو را
میطلبــد...
تیرگی هست ، و چراغی مرده.
و شاید اگر مادر بود زندگی طور دیگه میشد :)
ماییم و همیــن دل،
که گرفتــــار شماست...
دیر می فهمی شیطان هم آدمی بود که حرف گوش نکرد...
برای ماندن
نه
با غم بیا
ماندگار می شوی.
سفر،
دل سیر،
لذت بردن از مسیر و هم مسیر است.
برای اوج
باید
از موج دل کند .
دوست داشتنی ترین دارایی من
تو عشق زیبای منی
مُردم
وقتی افتادم
از چشم تو...
میکــند آواره،
چشمــان خمــــارش دل را...
جـــز چشــم عاشـــق او،
کـــس راه دل نـداند...
تــو نباشی،
چه کسی
مست کند
هر شب آغوش مرا...