متن خیال
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات خیال
امشب با خیال خوش خیالی ، خوابیدم تا سراغم را بگیرد
لطفی کنی شاید که در خواب ، دستت بیاید نبض داغم را بگیرد:
دلم با اینکه آغوشی ست ناچیز، برایت میکنم یک بستر سبز
بیا ای نازنین قبل از آن که پائیز ، بیاید جان باغم را بگیرد
شب...
وفای ماندنت را کنار تک تک خیال بافی هایم دیدم
خیالاتی که با قایق های رنگارنگ کاغذی روانه نیلِ نیلگون کردم
هر بار تو را می دیدم چهره ات همانند شاخه های در هم کشیده سیب،همان قدر شیرین و زیبا با گونه هایی سرخ از شرم میخ کوب زمین بود...
اینکه تمام روز دستانش چفت دستانت باشَد و نگاهش قفلِ نگاهت...!
ونیمه های شب بفهمی تمامش یک خیال واهی بیش نبوده ...!
\غم انگیزترین حالت است\
ای کاش میدانستی این \من\ بدونِ تو فَقد یک جسم است کِ نفس میکِشَد، راه میروَد، حتآ میتوانم بگویم گاهی با صدای بلند به دردهایش میخندَد!
چون دیگر این چَشم ها اگر بخاهند هم اشکی دَرِشان موج نمیزَند.! نمیدانم شاید هم عادت کرده ام به نبودِ کسی کِ هیچگاه قرار...
گاهی خیال می کنم
که می توانم
در میان تاروپود
پیراهن سفید مردانه اش،
برای عطر آغوشی که
مشامم را نوازش می دهد
بمیرم و صدباره زنده شوم.
شب هر دو می بافیم تو مو و من خیالت ،
هر دو غرقیم تو در خواب و من در هوایت ،
هر دو لبریزیم تو از غرور و من از غمت
هر دو میمیریم تو برایش و من برایت
ارس آرامی
شب با خیال آغوشت خوابیدم و
صبح، با خیال بوسه ات برخاستم
کسی اینجا مرا دید وگفت:
امروز تنت چقدر بوی خوش می دهد!
به قلم شریفه محسنی \شیدا\
شبی صورت خیالت،
شکارچی رویای من شد!
صبح که بیدار شدم،
کمان ابرویت را به لب گرفته بودم!
ارس آرامی
این چشمان ولگرد من،
هوس گردش در سرسرای اندام تو را کرده
و این خیال مرا به بی خوابی می کشد!
ارس آرامی
پاییز که خیالم را می گیرد،
نگاهم به تاراج می رود!
چشم هایم ابری می شودوُ
دستِ بارانی شروع شده را رها می کند؛
تا برگ،
برگ،
به لرررر
زم!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
ما حوالی دلتنگی هایمان زنده ایم و این همان است که زیبا میکند خیال را...
متن از مبینا فرزاد
سالها بعد ...
شاید...
مردی با چشمانی زیباتَر و تُنِ صدایی گرم تر کنارم باشد.
وآغوشش غرق در آرامشم کند، مملو از حسِ امنیت و مردانگی.
شاید...
همان مرد \بانو\ صدایم کند و ازدست پُختم حسابی تعریف کند(همان قُرمه سبزیِ لَعنتی)
شاید...
آن مرد تعصبش شیرین تر باشد و قلبش...
زمین را به خیال نمی آورند
بعضی!!ها که،
در آسمان نشسته اند
گل های معصوم اما،،،
بی اندیشهٔ آسمان
قالی نشین شده اند!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
آن سوی خیال
ابرکی می بارد ...!
آریا ابراهیمی
قسم بر ...
واژگان ِکاغذیِ
در خیالِ من
که تو...
زیباترین،شعری
میانِ واژگانِ من
زهرا غفران پاکدل