شعر معاصر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر معاصر
مرد من!
من هماره مبارزه می کنم
و مبارزه می کنم
تا زندگی ظفر یابد
تا درختان جنگلها برگ بر آرند
تا عشق به خانۂ مُردگان در آید
که فقط عشق می تواند
مُردگان را به حرکت در آرد!
سعاد الصباح
مترجم: طیبه حسین زاده
ادمها
نقطه کوچکی اند
که در اخر سطر گذاشته می شوند
ماشینها
قوطی های کنسرو سرگردانی
که در گوشه خیابان
این سو ان سو
پرت می شوند
از طبقه بیستم
باد
بیشتر دور گردنت می پیچد
با هرنفس
بو می کشی غروب را
لطفا
بیشتر
دوستم
داشته باش
تا
دستی...
من خواهم مُرد!!!
نه در جنگ،
نه با تصادف،،
نه با چاقو،،،
و نه در استخر!!!!
...
لا به لای همین شعرها
وقتی تو آنها را نمی خوانی.
سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
نه تو می مانی و نه اندوه ،
و نه هیچ یک از مردم این آبادی!
به حبابِ نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،!
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،
لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود،...
این همه راه آمده ای که سرت به سنگ بُخورد ؟
دریا
آنقدَر تنهایی که دنبالِ موج راهی شوی...!
شعر : حادیسام درویشی
دهانت را
به قبولِ دهانم بسپار
تا به ابدیتِ آئینه ها بدچاریم... .
شعر : حادیسام درویشی