شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
عجبا که این پاییز،
به هقهق گریه نیافتاد ـ
هیچ ابری!
گره بختش وا نمیشود،
گرهکوره شده ـ
دخترِ ترشیده!
عُمر قرض میکند،
دربدر جوان شدن است ـ
پیرمرد!
زندگی زیباییهایش را،
از دست میدهد ـ
بیحضور زن!
در آغوش تو،
نفسهای شبانهام ـ
شبنم میشوند!
تنها شبی را به من بده،
تا همسفرت گردم ـ
زمزمهی نسیم شبانه!
راه را گرفته،
به پشت سر نمینگرد ـ
غروب آفتاب!
سپیدهدمی خرداد ماهی،
آخرین سفر مادرم ـ
دلی شکسته!
با غم و اندوه اندوده شدند،
سر و دلم را میشکند ـ
هر روز!
تونلیست که پایان مییابد،
از عمر میکاهد ـ
به کام درد!
میخواهم هر صبحم را،
در چشمان تو روز کنم ـ
مردی خوشبخت!
نه نوشته میشود،
نه زبان دارد که سخن راند ـ
بوسه!
گلدانی شکسته است،
به درد دوریات ـ
نالان است دل!
رازآلود میماند،
در میان بقچهی زندگی ـ
عشق من و تو!
همهی فصلها،
نیازمند مِهر تو هستیم ـ
من و گلهایت!
بیا بچینیم شاهتوت،
بتکانیم درختهای توت را ـ
به یاد کودکی!
دخترک بهار است،
که پیراهنی از گل نرگس به تن کرده...
نوروز!
دور و دراز شد،
چون روزگاران خیلی دور...
دیدار تو!
تکه ابرها را میشمارد،
چشمانتظار بارانِ است ـ
مزرعهی تشنه!
گیسو افشان کرده است،
در برابر باد میرقصد ـ
بید مجنون!